یادداشتی از دکتر علی‌اصغر سعیدی

مصرف کالای ایرانی چطور اتفاق می‌افتد؟

«اعتماد به‌ کالای داخلی» به مسائل مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و حتی روانشناختی مرتبط می‌شود تا اعتمادسازی در بستری تاریخی شکل گیرد. هر کالایی به زمان نیاز دارد تا در مشتری حس اعتماد را ایجاد کند.

دکتر علی‌اصغر سعیدی

دانشیار دانشکده علوم‌اجتماعی دانشگاه تهران

تامین 24 / تولید کننده باید بداند که منفعت بلندمدت او در گرو رابطه پایدار با مصرف‌ کننده‌اش است. از این رو، باید دو مرحله را در سیر اعتمادسازی طی کند؛ نخست، مرحله «خدمات پس از فروش» یعنی، ارتباط تولیدکننده و مصرف‌کننده تنها به فروش کالا محدود نشود.

مرحله دوم، «وفاداری»؛ به این معنا که کالا در کنار ارزش مادی، از ارزش فرهنگی نیز برخوردار است. چه کالایی فروخته شود و چه نشود، فروشنده و مصرف‌ کننده باید به رابطه‌شان وفادار باشند. اینکه ادعا می‌شود کالای داخلی کیفیت مطلوب ندارد، تنها به سبب این است که تولید کنندگان در سیر فعالیت خود با «انقطاع» مواجه شدند. به‌عنوان مثال ما در دوره‌هایی برندهای منطقه‌ای داشتیم و این برندها در مناطقی همچون حوزه کشورهای خلیج‌فارس، برخی از کشورهای اروپای شرقی و حتی غربی توانسته بودند اعتماد مردم را جلب کنند؛ مثل لوازم خانگی ارج، پارس‌الکتریک و... اینها نخستین‌ بار به صورت مونتاژ وارد کشور شدند ولی بعد به تولید داخلی رسیدند و تا مرحله دوم، یعنی ارتباط با مشتری پیش رفتند؛ اما هیچگاه به مرحله سوم نرسیدند و در مرحله اعتمادسازی متوقف شدند.

بحث کالای داخلی، بیشتر در دهه‌های 1330 و اوایل قرن بیستم مطرح شد که در واقع نوعی حمایت از صنایع داخلی بر اساس الگوی توسعه بود. از این رو، بسیاری از کشورها تلاش ‌کردند تا صنعت‌شان را در جهت توسعه کشاورزی تقویت کنند.

«والت روستو» هم از جمله اقتصاددان‌هایی بود که نخست بر کشاورزی و سپس بر صنعت تأکید می‌گذاشت.

به‌ نظر می‌رسد که همواره، خودکفایی اقتصادی با حمایت از کالای داخلی مترادف بوده است؛ به ویژه در دوره‌ای که تئوری‌های «نوسازی» و «وابستگی» به ویژه در کشورهای در حال توسعه مطرح بود. اما باید توجه داشت که امروزه دیگر از الگوی توسعه در اوایل قرن بیستم فاصله گرفته‌ایم و در الگوهای توسعه امروزی بر «جهانی شدن» تأکید می‌شود.

در الگوهای توسعه امروزی، دیگر به‌دنبال کالایی نیستیم که صرفاً در داخل تولید ‌شود. هرچند که سعی می‌شود در تولید کالاها، اعتماد مصرف‌ کننده را جلب کنند اما لزوماً آن کالا در داخل آن کشور ساخته نمی‌شود. این یک نوع مشارکت است تا هزینه‌های تولید کاهش یابد.

بر اساس الگوهای توسعه اخیر، حمایت از کالای داخلی نباید اینگونه تلقی شود که به دور خود دیواری بکشیم و چنین بپنداریم که احتیاج به تکنولوژی غربی و جدید نداریم. ما باید از تجربه دیگر کشورها استفاده کنیم و تأکید بر مصرف کالاهای داخلی نباید ما را به سمت شعارهای قدیمی توسعه رهنمون کند. ایده‌ها برای توسعه همواره از سوی دانشمندان و روشنفکران مطرح می‌شوند و سپس به طور عملی در برنامه‌های توسعه به‌کار گرفته می‌‌شوند. از این رو، هر جامعه‌ای که می‌خواهد به خودکفایی برسد، متفکران در آن از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند و بر عهده آنان است که ابعاد ایده‌ها و راهکارهای عملی آن را روشن کنند.

نفس «ایده حمایت از کالاهای داخلی» بسیار می‌تواند گره‌گشا باشد چراکه به تقویت هویت ملی کمک می‌کند. در این میان، رسانه‌ها نقش بسیار مهمی در اعتمادسازی دارند. با التزام به این ایده، بسیاری از نهادهایی که در جامعه به ویژه بعد از انقلاب روند کندی را طی کرده‌اند مثل ساختار مالکیت بخش خصوصی و... تقویت می‌شوند و با حمایت از مالکیت خصوصی می‌توانیم به ارتقای کیفیت کالاهای داخلی و در نتیجه کسب اعتماد مردم، جامه عمل بپوشانیم.

 

منبع: روزنامه ایران، شماره 6808


ارسال نظر

captcha