یادداشتی علی ربیعی در گرامیداشت ابوتراب فیضی

از آغوش تا آغوش

فیضی، مرد لاغراندام و نحیفی بود که همیشه در دل، آرزوهای بزرگ انسانی، اخلاقی، نوع دوستی داشت. افتخار به سابقه کارگری و وفاداری به طبقه کارگر از خصوصیات بارز او بود. حفظ منافع کارگران و تامین اجتماعی بزرگترین دغدغه خاطرش بود. به کار تشکیلاتی اعتقادی راسخ داشت و حضور پررنگ و فعالش در همه عرصه‌ها به چشم می‌آمد.

دکتر علی ربیعی

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی

تامین 24 / سابقه آشنایی‌مان به زمانی برمی‌گردد که  برای اولین بار، او را در سه دهه پیش ملاقات کردم. به خاطر دارم همان موقع هم در اندیشه مردم و بهبود وضع معیشت کارگران و زحمتکشان بود. پیکری نحیف داشت که در گذر زمان، تکیده‌تر می‌شد؛ اما روح استوار فیضی او را همچنان پرصلابت نگاه می‌داشت تا آنجا که هر انتصابی برایش مهم بود و در هر فرصتی -هرچند کوتاه- با من درباره‌اش به گفتگو می‌نشست. 

ابوتراب فیضی، نماد اخلاق کارگری است؛ چرا که همواره به خیر جمعی می‌اندیشید و به فکر دیگران بود. هر صنفی بزرگی دارد که با تلاشش جلوه و عمق به آن صنف می‌بخشد و به حق باید گفت، فیضی از بزرگان عرصه تامین اجتماعی و از مدافعان همیشگی و بی‌ غل‌وغش طبقه کارگر بود.

شاید این روزها "طبقه" مفهوم چندان آشنایی برای نسل جدید نباشد. اما وابستگی به طبقه، فراموش نکردن طبقه‌ای که به آن تعلق و حضور داشتیم و تلاش برای حفظ منافع آن، پیوسته جایگاهی در ضمیر دارد. فیضی تا انتها خود را متعلق به طبقه کارگر می‌دانست و برای حفظ حقوق این طبقه تلاش می‌کرد. به هرحال آدم‌های شاخص طبقه کارگر همواره به دنبال برقراری عدالت و برابری برای کارگران هستند.

باید پذیرفت که "نابرابری" و "بی عدالتی" یک واقعیت تلخ است که جریان دارد. ما که نسل انقلاب بودیم برای جابه‌جایی طبقات و رفع بی‌عدالتی به پا خاستیم. اما من فکر می‌کنم هنوز کار بسیاری در پیش داریم. هنوز چشمان نمناک پیرزن مستمری بگیر را به خاطر دارم که وقتی قرآن را بالای سرش نگه داشتم تا راهی سفر مشهد شود، با اشک شوق به من گفت که هیچ‌گاه سوار قطار نشده و تاکنون به زیارت امام هشتم نرفته است و چه تلخ است که می‌دانم جمعیت قابل توجهی از مستمری بگیران تامین اجتماعی، حداقل دستمزد را دریافت می‌کنند. چه بسیارند کارگرانی که حوادث ناشی از کار، آنها را تهدید می‌کند و چشم به تامین اجتماعی دوخته‌اند تا فردای بهتری را برای آنها بسازد. خوشبختانه، تامین اجتماعی ابزار خوبی برای عدالت اجتماعی است.

حرف از عدالت که می‌شود باز ذهنم به سوی فیضی می‌رود. مرد عدالت خواهی -که این اواخر، لرزش پیکر نحیفش کاملا به چشم می آمد- در مراسم روز کارگر سال 94 در حالی‌که با قدم‌هایی مرتعش گام برمی‌داشت، نگرانی خود را در خصوص منابع درمان تامین اجتماعی این گونه بیان کرد که: «بیش از این تن ما را نلرزانید».

این عکس مربوط به سالروز بزرگداشت مقام کارگر در سال 94 است. مثل همیشه از دیدنش خوشحال شدم ومی‌خواستم او را در آغوش بکشم و امروز که او دیگر در بین ما نیست، چنین می‌اندیشم که ما نیز روزی نه چندان دور به آغوش او بر می‌گردیم. امیدوارم در چنین روزی، به پشت سر که نگاه می‌کنیم، راضی باشیم که از هیچ تلاشی برای تامین منافع مردم فروگذار نکردیم و هیچ چیز جز برقراری عدالت و حفظ حقوق کارگر و مستمری بگیر در درجه والای اهمیت برای‌مان نبوده است.

مراقب اموال بی صداترین قشر جامعه -امثال فیضی‌ها- بودیم و هرآنچه که در توان داشتیم برای زندگی بهتر این افراد کوشش کردیم.

 


ارسال نظر

captcha