یادداشتی از ابراهیم بای سلامی

چرایی افت سرمایه‌گذاری درگردشگری

سرمایه‌گذاری خارجی در صنعت گردشگری کشورهای در حال توسعه در سه دهه اخیر از رشد روز افزونی برخوردار بوده است.

ابراهیم بای سلامی

 

عضو شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری

تامین 24 / رحسب گزارش‌های بین‌المللی از کل ۵۳۷ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خارجی انجام شده در دنیا در سال ۲۰۱۵ بیش از ۳۲۰ میلیارد دلار آن به بخش خدمات تعلق داشته و از این مبلغ بیش از ۲۷۰ میلیارد دلار آن متعلق به صنعت گردشگری بوده. به عبارت دیگر، صنعت گردشگری بیش از نیمی از سرمایه‌گذاری خارجی جهان را در این سال در برگرفته است.

در راستای گسترش فرآیند میزبانی و میهمانی در جهان، استقبال از سرمایه‌گذاری خارجی در استراتژی ملی و بین‌المللی اکثر کشورهای جهان قرار گرفته است. در ایران، بعد از پیروزی دکتر حسن روحانی و استقرار دولت تدبیر و امید شرکت‌های بزرگ خارجی به‌ویژه از کشورهای اروپایی استقبال گسترده‌ای برای سرمایه‌گذاری در ایران داشتند و با امضای توافق‌نامه برجام، این استقبال مضاعف و برای صنعت گردشگری فرصتی بیشتر از دیگر صنایع  مهیا شد.  هر چند استقبال از این سرمایه‌گذاری همچنان ادامه دارد و برخی از شرکت‌ها همچون بریر (BARRIERE) فرانسه و مارتینون (MARTINON) اسپانیا هم‌اکنون نیز در حال مذاکره و تبادل تفاهم‌نامه و قرارداد هستند و برخی از نشریات بین‌المللی چون Business Year به صورت متوالی گزارش این امر را در دستور کار دارند، اما باید اذعان کرد که از آغاز سال ۲۰۱۸ این استقبال رو به افول نهاده و رفت و آمد و تعامل با شرکت‌های خارجی به حداقل رسیده است. دلایل و عوامل این کاهش و مصائب آن را باید در دو بخش خارجی و داخلی مورد توجه قرار داد.

عوامل خارجی

صنعت گردشگری ماهیتی فوق العاده سیاسی دارد و بیش از دیگر صنایع و فعالیت‌ها از روابط بین‌المللی تاثیر می‌پذیرد. سه رویداد مهم، فرآیند سرمایه‌گذاری خارجی در ایران را پس از توافق برجام و گشایشی که با لغو تحریم‌ها برای این امر تصور می‌شد به شدت متأثر ساخت. اولین آنها اثر منفی طرحی بود که مجلس سنا در آمریکا برای محدودیت دریافت ویزای آمریکا تحت‌عنوان «ویزا ویور» تصویب کرد. براساس این مصوبه، تعدادی از شهروندان ۳۸ کشور جهان از مزایای توافق معروف لغو ویزای متقابل محروم می‌شدند که پس از آن مدیران ارشد اکثر شرکت‌های اروپایی از سفر به ایران خودداری و پرهیز کردند و افرادی همچون سباستین بازن، رئیس گروه بین‌المللی هتل‌های Accor ، و مدیران ارشد شرکت Vinci Construction که به ایران سفر کرده بودند، دیگر به ایران نیامدند. همچنین، علاوه بر سرمایه‌گذاران عمده ،گردشگران اروپایی به‌ویژه آنان که از مکنت یا منصب مهمی برخوردار بودند تا آنجا که میسر بود از سفر به ایران پرهیز کردند. دومین مصیبت، انتخاب ترامپ به ریاست‌جمهوری آمریکا بود که با تهدیدات و اعلام مواضع افراطی خود سرمایه‌گذاری خارجی را از ایران فراری داد. دلیل سوم نیز خروج آمریکا از برجام و تهدید شرکت‌های اروپایی به مجازات‌های نقض تحریم بود که فضای سرمایه‌گذاری را به صورت کلی و به‌ویژه در صنعت گردشگری تحت تاثیر قرار داد و امید به گشایش تبادلات بانکی و مراودات تجاری و اقتصادی را به شدت کاهش داد.

عوامل داخلی

علاوه بر مسائل کلان ناشی از سخنرانی‌ها و مواضع سیاسی و فعالیت‌های بین‌المللی برخی مقامات ایرانی و تاثیرات آنها بر صنعت گردشگری مشکلات عمده‌ای که در این رسته از صنعت موجب کاهش رغبت در سرمایه‌گذاری می‌شوند نیز، شامل برخی موارد می‌‌شود؛ نخستین مورد عدم آمادگی مدیریتی و اداری شرکت‌ها و سازمان‌های تصمیم‌گیر است. در اغلب شرکت‌ها افرادی با روحیه کارمندی و محافظه‌کارانه و نه با روحیه توسعه‌گرایانه و کارآفرین وجود دارند که بیش از آنکه به توسعه بیندیشند و اهل ریسک باشند، بیشتر به روزمرگی و احتیاط‌های موهوم متوسل می‌شوند.

مساله دیگر، مشکلات ناشی از ناکارآمدی نظام بانکی و تامین سرمایه در ایران است. بانک‌های ایران در اوضاع کنونی آمادگی حضور و کار در عرصه بین‌المللی و حتی جذب اعتبارات سرمایه‌گذاری خارجی را ندارند. آنها عمدتا با مفاهیم و روش‌های نوین سرمایه‌گذاری آشنا نیستند و در چهل سال گذشته ممارست و تمرین برای جذب سرمایه خارجی و اجرای پروژه‌های بزرگ را نداشته‌اند. بعد از ارائه مقررات پولشویی در دنیا و گسترش سیستم‌های الکترونیکی و سرعتی که در فرآیندهای فرا پست مدرن در بانکداری دنیا به‌وجود آمده، بسیاری از مفاهیم، روش‌ها، نظریه‌هاو فرضیه‌هادر ساماندهی و عملیات بانکداری جهان تغییر کرده که متاسفانه نظام بانکی در ایران در این خصوص مطابق آنها رشد نکرده است. از سوی دیگر، سرمایه‌گذاری در صنعت گردشگری به دلیل ماهیت فرابخشی و وجه خدماتی این صنعت با دیگر صنایع مثل نفت، پتروشیمی و فولاد متفاوت است و نحوه معاملات ارزی و بیزینس پلان‌ها و بیزینس مدل‌ های خاصی دارد که در رویه‌ها و دیسیپلین‌های موجود نظام بانکی ایران مرسوم نیست وبه همین دلیل هگتا، تشکیل واحد ترویج و ارتقای سرمایه‌گذاری برای صنعت گردشگری ( TIPU) را به بانک مرکزی  ایران ودیگر بانک‌ها پیشنهاد داده است.

مشکل دیگر، نبود راهبرد و برنامه مشخص دولت برای توسعه صنعت گردشگری است. دولت تاکنون راهبرد ،برنامه و اولویت مشخصی برای این صنعت نداشته است و با شیوه معمول کنونی اتفاق خاصی روی نخواهد داد. در عین حال، بالا بودن قیمت زمین نیز برای سرمایه‌گذاری مشکل آفرین شده است. بدون شک قیمت زمین در مقاصد گردشگری بالا است و آماده کردن زمین برای  اجرای پروژه‌ها و سرمایه‌گذاری و به‌ویژه مراحل اخذ پروانه ساخت مجتمع‌ها و هتل‌ها دشوار و زمانبر است.  عدم آشنایی اغلب نهادها و سازمان‌های نظارتی و بازرسی نسبت به ابعاد پیچیده این صنعت نیز خود بر مشکلات افزوده است. به این ترتیب سرمایه‌گذاری خارجی و داخلی  با همه جذابیت و استقبالی که برای توسعه گردشگری ایران داشته و دارد دچار مشکلات عدیده می‌شود.  

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد 

 


ارسال نظر

captcha