یادداشتی از فرشاد مومنی

اقتصاد سیاسی؛ حمایت از تولید ملی

به اعتبار اینکه مساله دفاع از تولید ملی از منظر ملاحظات سطح توسعه یک مساله زیربنایی است...

فرشاد مومنی

اقتصادددان

تامین 24 /  به اعتبار اینکه مساله دفاع از تولید ملی از منظر ملاحظات سطح توسعه یک مساله زیربنایی است که به گونه ای بقا و بالندگی کشور و نیز کیفیت زندگی مردم و تمامیت ارضی کشور به چگونگی دستیابی به یک فهم جمعی از مساله تولید و چگونگی دفاع از آن برمی گردد، لذا پرداختن به این مساله مهم به نظر می رسد به امیدآنکه گوشی برای شنیدن و چشمی برای دیدن آنها وجود داشته باشد. در ربع اول قرن بیست و یکم وقتی صحبت از تولید میشود، منظور تولید صنعتی مدرن است. در اینجا تولید صنعتی مدرن متناسب با درک متعارف از صنعت نیست که تصور شود فعالیت صنعتی یک فعالیت انتزاعی است که در یک گوشه ای به نام کارخانه و در زیر یک سقفی با یکسری استانداردها صورت میگیرد. در چارچوب درک توسعه گرا از مفهوم تولید، تولید صنعتی مدرن به مثابه نظام حیات جمعی در نظر گرفته میشود. لذا در آن کادر وقتی صحبت از کشاورزی میشود منظور تفکیک تولید کشاورزی در کادر معیشتی در برابر تولید کشاورزی صنعتی شده و مبتنی بر دستاوردهای جدید علمی و فنی است. 

صرفه جویی مصرف کنند به اندازه بی کفایتی ای که عرضه کننده انحصاری ناکارآمد حامل های انرژی در حال اتلاف انرژی است، قادر به انجام این کار نیستند؛ بنابراین درست است که گفته شود باید سازه های ذهنی مردم را برای اهداف توسعه گرا آماده کرد اما آنها اولا هدفشان در ماجرای دستکاری قیمتهای کلیدی نسبتی با توسعه نداشت بلکه با ضدتوسعه نسبت داشت و با تشدید نابرابری های ناموجه و تشویق ناکارآمدی های تولیدکننده انحصاری ناکارآمد روبهرو شد و از طرف دیگر تمام وجدان دردها را معطوف به مردم می دانستند، در حالیکه مردم خود قربانی آن ساختار نهادی مشوق نابرابری های ناموجه و ناکارآمد بودند؛ بنابراین در مورد خود مفهوم حمایت از منظر سطح توسعه نیز نیاز به بحثهای بسیار جدی است.

زمان را آزاد نمود و هیچکدام از آن سرمایه گذاری های توسعه را که منجر به ارتقای بنیه تولید ملی شود را انجام ندهد که معمولا کشورهای در حال توسعه عموما و رانتی ها اصلا انگیزهای ندارند که مسئولیتی در زمینه حمایت های حقیقی انجام دهند حتی موجب بدنامی تعرفه نیز شده و ذیل عنوان تعرفه اصل اساسی حمایت گرایی نیز بدنام میشود. اگر از منظر سطح تحول توسعه به تاریخ تحولات دنیا نگریسته شود، گزارشها نشان داده که تا به امروز حتی یک کشور موفق وجود نداشته مگر اینکه دورانی از حمایت گرایی جدی را با مضمون توسعه گرا در دستور کار قرار داده باشد. گفته شود که این وضعیت کنونی اقتصادی ایران و وضعیت کنونی مسائل توسعه در ایران میراث یک برخورد کاریکاتوری، ترجمه ای و مضحک به نام بازارگرایی در ایران است، کسی در این زمینه مسئولیتی بر عهده نمیگیرد. و علل گوناگون این فرصت تاریخی را نیز با همکاری تمام عیار دولت گرامی و مجلس گرامی تر از دست داد. اکنون یکسری مطالعات وجود دارد بخصوص بر روی تجارت خارجی ایران که نشان میدهد چقدر منفذ برای رانت و فساد وجود دارد. یک محقق مطالعه ای انجام داده و دادههای آماری کشورهای طرف تجارت ایران را با داده های گمرک ایران مقایسه کرده بود.

محاسبات این محقق برای یک دوره 10 ساله نشان داده بود که 400 هزار میلیارد تومان سوءاستفاده و رانت فقط از این طریق به دست آمده است. پس وقتی می گوید باید فرصتهای به دست آوردن سودهای غیرعادی از طریق تجارت را بست بدین معناست که اینگونه نباشد که اسم یک وارداتی را قاچاق گذاشته که اندازههای بسیار هیولایی دارد و اگر یک افرادی در ساخت قدرت با همدیگر هماهنگی نکرده باشند امکان ندارد که این چنین اندازه ها و حجم های هیولایی را بشود وارد کرد. یعنی باید تمام این حساب و کتابها شفاف و روشن باشد و ماجرای حمایت از تولید مستلزم این دقتهای پیشینی است تا بعدها راجع به توسعه فناورانه ذهن خود را درگیر کرد. آخرین نکتهای که تام هیوویت تحت نام اقدامات پیشینی عنوان میکند این است که بیان داشته دولت کره جنوبی ریشه های سوداگری بر روی ارزهای خارجی را نیز خشک کرد. برای بقای تولید صنعتی مدرن و بالندگی آن باید توان رقابت داشت. سپس برای اینکه توان رقابت وجود داشته باشد نیاز است که هزینههای تبدیل را بررسی کرد. تمام این قاعده گذاری هایی که در ایران صورت می گیرد وجه همتش این است که هزینه های تبدیل و هزینه های مبادله را برای تولیدکننده ها کاهش یا افزایش دهد.

به طور مثال فرض شود اکنون گزارشهایی در اختیار است که نشان می دهد برای تولیدکننده ایرانی هزینه تامین سرمایه در گردش به طور متوسط 10 برابر میانگین جهانی است. یعنی در ایران به جای تشویق تولیدکننده های داخلی کسانی را که به تجارت پول مشغول هستند، تشویق می کنند. بحث بر سر این است دولت که منظور حکومت است، هر وقت به تنگنای مالی برخورد میکند، قیمتهای کلیدی را دستکاری میکند. به عنوان مثال، نهاده انرژی به عنوان طیفی که با نام حاملهای انرژی شناخته میشوند در فاصله سالهای 1389 تا 1393 این حاملهای انرژی برای تولیدکنندگان داخلی بین 23 تا 4 برابر قیمتاش افزایش یافته است. برخی از افراد مرتکب این شیرینکاریها شده، بعد بیان می کنند که در ایران تورم ایجاد شده و چون این تورم ایجاد شده قیمت حاملها را بالا برده، دوباره نرخ ارز را بالا برده و به همین منوال در این دور باطل توسعه نیافتگی مردم را می چرخانند و زمانی هم که کار گره می خورد، هیچکس مسئولیت قبول نمی کند و همه مشکلات را ناگزیر به استکبار جهانی ربط و نسبت می دهند. در زمینه واکاوی هزینه های تبدیل در ایران، کارشناسان در دفتر پژوهشهای اقتصادی و توسعه اتاق مشهد بهویژه مهندس بحرینیان بررسیهای بسیار ارزشمندی انجام داده اند که در صورت آماده شدن نهایی این تحقیقات وضعیت ایران در این زمینه تا حدی روشن خواهد شد. مهندس بحرینیان و همکارانشان اوضاع و احوال ایران را از زاویه تعداد تعطیلی ها و مقایسه میزان تعطیلی هایی که برای بنگاههای تولیدی ایران وجود داشته با کشورهای دیگر مقایسه کرده و یافته های بسیار تکان دهندهای را مطرح کردند.

به طور مثال در گزارش آنها بیان شده که تعداد تعطیلی های رسمی ایران به غیر از تعطیلات آخر هفته 25 روز است که این یکی از بالاترین ها در تمام دنیا محسوب می شود. اکنون یک سازه ذهنی شگفت انگیزی وجود دارد که هر کس قصد تقدیر از هر مساله ای دارد با تعطیل کردن قصد انجام آن را دارد، چون اندیشه توسعه جایگاه بایست های ندارد. از نظر دینی مگر خداوند در قرآن نفرموده که عزت به صورت انحصاری به خداوند، رسولش و مومنان تعلق دارد.

آن افراد اظهار می کنند که این تعطیلات جهت عدم اغتشاش عزت در دنیا کم است و باید بیشتر تلاش کرد اما این افراد به گونهای رفتار می کنند که انگار تعداد تعطیلات در ایران کم بوده و مرتبا کاندیداهای جدید برای تعطیلی اضافه میشوند. در این گزارش تعطیلی کشورهای دیگر را نیز آوردهاند. مثلا ترکیه و آلمان تعطیلات رسمیشان بین 13 تا 7 روز، آمریکا، ویتنام، سنگاپور و امارات 10 روز، چین و فرانسه 11 روز است. به عبارتی کشورهایی که به طور مثال بیش از 100 سال است از مرحله تولید انبوه عبور کرده اند با مساله تعطیلی اینگونه برخورد کرده اند و در ایران به این منوال برخورد می شود. یا در جای دیگری از این گزارش مرخصی سالانه با حقوق کارکنان را نیز مقایسه کرده اند که در این زمینه نیز ایران حائز رتبه اول است. هنگامی که این مساله با کشورهایی که جهش های بزرگ داشته اند مانند چین مقایسه شده این مرخصی ها برحسب شرایط خاص بین 10 تا 5 روز است. سپس میانگین ساعات کار در سال را نیز قیاس کردهاند که این بررسی ها نشان داد در ایران نیاز به بازنگری جدی و بنیادی در تمام زمینه ها وجود دارد؛ اگر به معنای واقعی کلمه هدف حمایت از تولید باشد.

برآوردها نشان داده اگر بر روی نابرابرهای ناموجه تمرکز شود آن موقع میتوان بسیاری از مسائل حیاتی دیگر را شناسایی کرد. طی 4 تا 5 سال اخیر حدود 7 بار مسئولان کشور دعوت به مطالعه گزارش تحلیلی رویترز بلافاصله بعد از نهایی شدن توافق برجام شده اند. این گزارش برنامه راهبردی 1+5 درباره ایران را مطرح کرده است. این گروه نیز دلبسته اند به اینکه این مناسبات به شدت نابرابرساز برای آنها این فرصت را فراهم می کند تا تظاهر به همکاری و مشارکت با ایران کرده بدون اینکه گرهی از توسعه ایران باز کنند. زمانی که اوباما ماجرای توافق را خواست بیان کند عنوان کرد که این توافق نه بر اساس حسن تفاهم که بر اساس راستی آزمایی بنا شده است و به صراحت به گروه 1+5 اعلام کرد که شما با ایران کار بلندمدت تولیدی انجام ندهید. بعد بلافاصله تحلیل 15 نوامبر 2015 رویترز انتشار یافت که متکی بر کاری گروهی و پژوهشی بود. در این گزارش آمده است درست است گفته شده راستیآزمایی و نمیتوان به طور جدی با ایران وارد کار شد، اما باید تظاهر به این کار کرد.

راه حل تظاهر به این کار این است: در ایران یک جمعیت 3 میلیون نفری که به سوپر ریچ (super rich) از آنها تعبیر شده بود، یعنی بسیار ثروتمند وجود دارد که اشت هایی سیری ناپذیر برای مصرف کالاهای لوکس تجملاتی دارند. ویژگی دوم این جمعیت این است که هیچ محدودیتی در زمینه قیمت کالاها ندارند، لذا آنها بیان داشتند اگر بنای مراوده با این جمعیت گذاشته شود هم تظاهر به همکاری با ایران شده و هم کاری در مسیری که خلاف احتیاط باشد، انجام نشده است. در تئوریهای توسعه این بحث مطرح شد که پیوندی تمام عیار بین وضعیت نابرابریهای ناموجه و گرایش به واردات کالاهای لوکس و خارجی وجود دارد. بحث کلیدی این است کسانی که بسیار ثروتمند هستند مهم ترین ویژگی تقاضاهایی که دارند این است که آن تقاضاها ارز طلب است. از این بحث میتوان به اقتصاد سیاسی اجتناب ناپذیر بازی دائمی با قیمت ارز نیز پی برد. نکته بسیار مهم دیگر این است وقتی که ساختار نهادی پشتیبان تولید نیست حتی خود تولید نیز به محملی برای توزیع رانت تبدیل میشود.

یکی از انواع کارکرد این محمل این است اگر به هر یک از رشتههای فعالیت صنعتی دقت شود بایدهایی که اهتمام جدیتری به تعمیق ساخت داخلی دارند بحران داشته ولی آنهایی که ادای تولید درآورده و با ضریب بالایی مونتاژ میکنند، اوضاع و احوال مالی بسیار بسامان تری دارند. اصل ایده حمایت از تولید ملی، ایدهای نجاتبخش است. اگر قرار باشد منطق توسعه و منطق علمی را کنار گذاشته و بیشتر به کارهای نمایشی و شعاری بسنده کرد به واقع از یک ایده بسیار درست، بد دفاع شده و اثرات تخریبی بد دفاع کردن از خوب حمله کردن خیلی بیشتر است. باید به تمام اجزای ساختار قدرت تذکر مشفقانه داد که اگر مسئول همه کارها قوه مجریه دانسته شود کافی نیست و گرهی از مشکلات کشور حل نمیکند، ضمن اینکه چنانچه قوه مجریه دلخوش به این باشد که تنها انتقادها متوجه این قوه است و کوتاهیها، سهل انگاریها و نقصهای ریشهای فاجعه آمیزی که درون مجموعه مدیریت اقتصادی کشور وجود دارد را نادیده بگیرد، آن هم نقض قرض است. ریخته و در این شرایط با دستکاریهای جزیینگر و رفوکارانه نمیتوان مساله را حلوفصل کرد. و از آنها مسئولیت مطالبه نشود. مگر چنین چیزی امکان دارد. اگر دقت شود هرگز گفته نشد شفاف سازی شود که جایگاه هر کسی در این اقتصاد چیست و هر کس هم متناسب با سهم خویش مسئولیت به عهده گیرد، لذا برداشت این است که یکسری مسائل بدیهی اولیه است که به آنها توجه نمیشود. او ابراز داشت که تمام بحثهای بیان شده در این جلسه نیز میتواند در آن کادر قرار گیرد. مگر ارتقای توان مقاومت اقتصاد از مسیر ارتقای بنیه تولید نمیگذرد. در این باره راجع به حتی یکی از لوازم آن در طی این چند سال سخنی شنیده نمیشود، بنابراین تحت آن عنوان آمال و آرزوهای خویش را داریم بیان میکنیم و تاکنون به یک برنامه به معنای دقیق کلمه تبدیل نشده است.

منبع: ماهنامه قلمرو رفاه 


ارسال نظر

captcha