استرس؛ بیماری هزارچهره

مشکلات تنفسی، بی‌خوابی، مشکلات گوارشی، حال تهوع، سوزش سردل، زحم اثنی‌عشر و معده، مشکلات قلبی و عروقی، تپش قلب و تیر کشیدن در نواحی قلبی و قفسه سینه، کمردرد و سردرد و ... همه اینها می‌توانند از نشانه‌های جسمانی ناشی از استرس‌های محیط کار باشند.

تامین 24 این گفته دکتر محمدعلی همتی، عضو هیات مدیره سازمان تامین‌اجتماعی است. وی که متخصص روان‌پزشکی (اعصاب و روان) است، برای استرس‌های محیط کار سه دسته نشانه‌های روانی، جسمانی و رفتاری ذکر می‌کند و می‌گوید: افرادی که دچار استرس شغلی هستند، از طرفی بهره‌وری بسیار کمتری در محیط کار دارند و از طرف دیگر بیشتر در معرض آسیب‌ها و حوادث ناشی از کار قرار می‌گیرند. به انگیزه روز جهانی کارگر، با دکتر همتی در خصوص چند و چون استرس‌های شغلی و راه‌های رهایی از آن گفت‌وگو کردیم.

 به عنوان سوالی برای شروع، چرا استرس‌های شغلی و محیط کار مهم هستند؟

چون با توجه به اضافه کاری‌هایی که مرسوم شده است، بیش از ٥٠ درصد وقت بسیاری از افراد، اعم از کارگران و کارمندان در محیط‌های کاری می‌گذرد و به نوعی می‌توان گفت ما در محیط کار زندگی می‌کنیم؛ به همین علت شرایط محیط کار تاثیر زیادی در سلامت روانی و همچنین سلامت جسمی ما دارد و ازاین‌رو بسیار حایز اهمیت است. استرس‌های محیط کار تاثیر مخربی روی روح و روان کارگران دارد و تا حد ممکن باید آنها را تقلیل داد؛ اما باید بین چالش در محیط کار و استرس محیط کار تفاوت قایل شد. «چالش» اموری مثل پاسخ دادن به مکاتبات، تهیه و ارائه گزارش و ... است که در فرایند کار پیش می‌آید و نیاز به برنامه‌ریزی برای حل شدن دارند. ما معمولاً بعد از حل چالش‌ها احساس خوبی نظیر موفقیت داریم و به نوعی قوه محرکه‌ای است که باعث می‌شود تا کارها را به خوبی جلو ببریم. ازاین‌رو چالش در محل کار نه تنها مضر نیست، بلکه خوب و طبیعی است. به همین دلیل در روانشناسی گفته می‌شود «سطح استرس» مهم است و سطوحی از آن، کارآمد، مفید، موثر و حتی ضروری است. استرس ناشی از چالش، قوه محرکه بشری است و اگر نباشد، بسیاری از کارها را رها می‌کنیم و انجام نمی‌دهیم.
به طور معمول، چه عواملی در محیط‌های کاری ایجاد استرس می‌کنند؟
بسیاری از این عوامل ساده، پیش پاافتاده و برای همه آشنا هستند. مثلا حجم کار زیاد که منجر به پرکاری مفرط می‌شود، استرس ایجاد می‌کند. عجله برای انجام دادن کار در زمان محدود موجب فشار روحی می‌شود؛ کارهای تکراری و خسته کننده بر روی روح و روان کارکنان تاثیر منفی دارد؛ محیط کار شلوغ و پر ازدحام و سروصدا باعث ایجاد استرس و فشارهای روحی و روانی می‌شود. آلودگی نوری یا کمبود روشنایی، سرمایش و گرمایش بیش از حد در محیط کار و آلودگی هوا مثل کار در معادن که حاوی گازهای سمی است، هم می‌توانند استرس‌زا باشد. به طور کلی تراکم، اعم از تراکم کاری یا ازدحام آدم‌ها و مراجعان یا همکاران می‌توانند تاثیر منفی داشته باشد و نزدیک بودن بیش از حد کارگران و کارمندان حین کار به هم تنش‌زاست.
برای این فاصله فیزیکی بین افراد و در مجموع برای محیط کار مناسب، استانداردی وجود دارد؟
بله. برای میزان آلودگی صوتی، فاصله‌ها، نور، صدا، ارگونومی صندلی‌ها و ... استانداردهای علمی وجود دارد و می‌توان آنها را اجرا کرد. سازمان تامین‌اجتماعی خوشبختانه از دوسال پیش، با کمک مهندسان بهداشت محیط، شروع به پیاده‌سازی این استانداردها، هم در مراکز درمانی و هم در بخش‌های بیمه‌ای و اداری و اجرایی کرده است.
ممکن نیست شیوه‌های مدیریت یک مجموعه از عوامل استرس‌زا باشد؟
فرایندهای سازمانی هم برای افراد شاغل در آن سازمان می‌توانند فشار روانی ایجاد کنند. مثلاً تعارض‌های شغلی که گاه در محیط کار بین افراد یا چند گروه از کارکنان ایجاد می‌شود، از عوامل استرس‌زاست. بسیاری اوقات ممکن است فرد نداند در محیط کار چه انتظاراتی از او وجود دارد و این باعث ایجاد استرس می‌شود. در این خصوص شرح وظایف شغلی مشخص و مدون خیلی کمک کننده است تا افراد بدانند چه وظایفی بر عهده دارند و چه کارهایی باید انجام دهند. روابط بین کسانی که در محیط کار حضور دارند هم خیلی مهم است. همکاران تندخو، پرخاشگر و عصبانی قطعاً روی ما هم تاثیر دارند و بر عکس، در محیطی که همکاران با هم هماهنگ، با اخلاق و همراه و همدل هستند، کارها بهتر پیش می‌رود و هم‌افزایی پیش می‌آید و استرس کمتری تجربه می‌شود. معمولاً در اجرای برنامه‌های موفق گفته می‌شود پشت آن یک تیم هماهنگ و یکدست بوده و همه همراهی کرده‌اند. جدا از بحث روابط بین همکاران، بحث ارتباط با مافوق و زیردست در محیط‌های کار هم بسیار مهم است. در محیطی که رئیس فرد مورد اعتماد، صبور و منعطفی باشد که حال زیرمجموعه را ملاحظه و رعایت می‌کند، فضایی صمیمی همراه با احترام متقابل شکل می‌گیرد و حس خوبی به افراد منتقل می‌شود. بر عکس رئیسی که مورد اعتماد نباشد و رفتارش همراه با سوءظن و پرخاش باشد، حتماً استرس‌های فراوانی به زیرمجموعه منتقل می‌کند. موضوع دیگر مسئولیت‌های فردی است.

هر چه مسئولیت‌های فردی، هم از لحاظ رده شغلی و هم تعدد مسئولیت‌ها، بیشتر باشد، قاعدتاً استرس‌ها هم بیشتر خواهد بود. از دیگر عوامل استرس‌زا در محیط کار، سیاست‌های ناعادلانه و نبود عدالت شغلی است که بسیار تاثیرگذار است و معمولاً افراد وقتی می‌بینند در محیط کار عدالت در ارزیابی کارها، پرداخت پاداش‌ها و ... برقرار نمی‌شود، برآشفته می‌شوند. وجود قوانین خشک و غیرقابل انعطاف هم می‌تواند در محیط کار استرس ایجاد کند. جابه‌جایی جایگاه شغلی و حتی مکانی در محل کار هم می‌تواند باعث استرس شود. انتظارات نابجا از کارکنان هم از عوامل جدی استرس‌زا در محیط‌های کاری است. در سازمان‌های بزرگی مثل سازمان تامین‌اجتماعی تفویض نکردن اختیار به زیرمجموعه در بسیاری از موارد می‌تواند استرس‌زا باشد؛ به این بیان که زیرمجموعه احساس کند توانایی و اختیارات زیادی برای تصمیم‌گیری ندارد، ولی از او انتظار می‌رود که تصمیم‌گیری کند. تضاد بین صف و ستاد در سازمان‌ها هم می‌تواند مشکل و استرس در کارکنان ایجاد کند. از دیگر فرایندهای سازمانی استرس‌زا، انتقال ندادن موثر اطلاعات بین افراد است که کارکنان را دچار استرس می‌کند. در سازمان باید بین کارمندان و مافوق رفت و برگشت اطلاعات در مسیرهای درست اتفاق بیفتد. اگر این کانال یک‌طرفه باشد و بازخورد در محیط کار اتفاق نیفتد، ممکن است موجب ایجاد استرس‌هایی شود. ارزیابی‌های ناعادلانه از مسائل مهمی ‌است که می‌تواند ایجاد استرس کند. ارائه اطلاعات نادرست که تحت عنوان شایعه شناخته می‌شود، استرس و نگرانی ذهنی و گاه نبود امنیت شغلی ایجاد می‌کند. یکی دیگر از مهمترین شاخصه‌های سلامت محیط کار، امنیت شغلی است که در نبودش استرس‌های شغلی به وجود می‌آید. این عامل بسیار مهمی است. در شرایط فعلی تقریباً بسیاری از شغل‌ها دایمی نیست، بلکه به شکل قراردادهای موقت است. بنابراین احساس امنیت شغلی نکردن می‌تواند وجود داشته باشد که اگر نیروی کار به خوبی حمایت نشود و امنیت خاطر برای او ایجاد نشود، استرس‌های روانی شغلی ادامه پیدا می‌کند.

سازمان تامین‌اجتماعی تا چه حد می‌تواند در زمینه حمایت‌های شغلی موثر باشد؟
کشورهایی که به سمت شغل‌های غیردایمی رفته‌اند، حمایت‌های اجتماعی و تامین‌اجتماعی را تقویت کرده‌اند. مثلاً فرصت‌های شغلی در اختیار کسانی گذاشته می‌شود که کارهای قراردادی موقتی دارند و تا زمان اشتغال در شغل بعدی، حمایت‌های مالی و اجتماعی هم وجود دارد تا به نوعی فرد احساس امنیت پایدار داشته باشد. این طور نیست که فرد احساس کند اگر این شغل را نداشته باشد، بیکار خواهد ماند و درآمدی نخواهد داشت و معیشتش دچار آسیب خواهد شد. نقش برجسته تامین‌اجتماعی با پرداخت مقرری بیمه بیکاری، غرامت دستمزد و ... در اینجا به خوبی دیده می‌شود و این نکته بسیار مهمی است.
این عدم امنیت شغلی در همه رده‌های شغلی هست و همه جا ایجاد استرس می‌کند؟
در رده‌های بالای شغلی به نحوی دیگری وجود دارد؛ یعنی زمانی که فردی به سقف پیشرفت شغلی خودش رسیده باشد و بعد از آن دیگر موقعیتی برای ارتقا وجود نداشته باشد، ممکن است برای وی نبود امنیت شغلی ایجاد شود، چرا که می‌داند دیگر رشدی نخواهد داشت و حتی ممکن است تنزل درجه پیدا کند و یا کنار گذاشته شود. در این رده‌ها استرس شغلی شدیدتر و اثرات آن بیشتر و جدی‌تری است، ولی این افراد معمولاً سعی می‌کنند استرس شغلی خود را مخفی کنند و بروز نمی‌دهند تا وقتی که آشکار شود و معمولاً آنگاه این استرس به زیرمجموعه هم منتقل خواهد شد.
در سازمان تامین‌اجتماعی این گونه مشاغل وجود دارد؟
بله. برخی مشاغل هست که وقتی کسی در آن رشته فعال باشد، پیشرفت شغلی نخواهد داشت. مثل تکنسین رادیولوژی یا فیزیوتراپیست و تکنسین علوم آزمایشگاهی. در این رده‌ها افراد سال‌ها می‌مانند و هیچ زمینه‌ای برای ارتقای آنها وجود ندارد. البته ممکن است این افراد در رده‌های غیرحرفه‌ای ارتقا داده و مثلاً مدیر یک مجموعه شوند، ولی این رشد حرفه‌ای و در راستای تخصصی خودشان نیست. باید در این زمینه مطالعات بیشتری انجام گیرد و سازمان‌ها باید برای ارتقای این مشاغل فکری بکنند.
استرس‌های شغلی چه تاثیری روی افراد دارد؟
استرس‌های شغلی بعضی نشانه‌های روانی، برخی نشانه‌های جسمانی و حتی نشانه‌های رفتاری ایجاد می‌کنند. نشانه‌های روانی استرس‌های شغلی پیش از همه اضطراب، دلهره، نگرانی و ترس است. متعاقب آنها، احساس ناکامی، نارضایتی به‌ویژه نارضایتی شغلی، بدخلقی، پرخاشگری و افسردگی می‌آید. درصدی هم ممکن است دچار انزوای اجتماعی و گوشه گیری شوند و گاه بیزاری از محیط کار به وجود می‌آید. درصد کمی هم که بیش از حد دچار استرس‌های محیط کار شوند، ممکن است دچار آشفتگی‌های روانی شوند. در واقع طیفی از علایم روانی می‌تواند در این افراد دیده شود.
علایم و نشانه‌های جسمانیِ ناشی از اضطراب به دنبال استرس‌های شغلی در افراد، به‌ویژه در سطوح کاری پایین‌تر ایجاد می‌شود. در رأس آنها سردرد است که بسیار شایع است و افراد زیادی دچار آن می‌شوند. کمردردهای ناشی از استرس‌های شغلی هم بسیار زیاد است و از مواردی است که نیروهای کار به دلیل این کمردردها روزهای کاری زیادی از سال را از دست می‌دهند. بسیاری مواقع این افراد ممکن است مشکلات قلبی و عروقی، تپش قلب و تیر کشیدن در نواحی قلبی و قفسه سینه خود احساس کنند و نگران شوند که دچار مشکلات جدی قلبی و عروقی هستند. درصد بسیاری از آنها مشکلات گوارشی، حالت تهوع، سوزش سردل، زحم اثنی‌عشر و معده و ... پیدا می‌کنند. تعداد قابل توجهی اختلال در خواب پیدا می‌کنند، یعنی شب‌ها به افکار روز مراجعه می‌کنند و نگرانند که فردا چه اتفاقی خواهد افتاد، این که آن سوژه استرس در محیط کار فردا هم تکرار خواهد شد یا نه و این گونه افکار که به عبارتی نشخوار ذهنی است. هجوم این افکار باعث می‌شود تا فرد نتواند به خواب برود و از طرف دیگر روز بعد در محیط کار دچار خواب آلودگی می‌شود. مشکلات تنفسی، آلرژی‌ها و ... هم می‌تواند از مشکلات جسمانی ناشی از استرس‌های محیط کار باشد.
به دلیل نشانه‌های روانی و جسمانی، بالطبع برخی نشانه‌های رفتاری هم در افراد دچار استرس دیده می‌شود. مثلاً برخی دچار خودداری از کار شوند و به خوبی کار نمی‌کنند، دارو مصرف کنند یا دچار پرخوری یا بی‌اشتهایی شوند، در محیط کار و خانه دچار پرخاشگری شوند و ... مهمترین نشانه می‌تواند غیبت از کار این افراد و مرخصی‌های استعلاجی بیش از اندازه و رها کردن شغل باشد.
در نشانه‌های رفتاری، دو نکته مهم وجود دارد: یکی این که شاهدیم آسیب‌ها و حوادث ناشی از کار، در افراد دچار استرس در محیط کار، افزایش پیدا می‌کند؛ چون استرس‌ها باعث حواس پرتی و نداشتن تمرکز و توجه کافی می‌شود و در نتیجه فرد آسیب می‌بیند. این موضوع برای سازمان تامین‌اجتماعی موضوع مهمی است و هر چه بتوان استرس را در محیط‌های کاری کاهش داد، انتظارمی‌رود که حوادث ناشی از کار کاهش پیدا کند.
نکته مهم دوم این که همه سازمان‌ها به دنبال بهره‌وری بیشتر نیروی کار هستند که شاخص مهمی برای توسعه  سازمان‌هاست. هر چه استرس‌های محیط کار و ناشی از شغل زیادتر باشد، میزان بهره‌وری کاهش پیدا خواهد کرد. یعنی همه علل یادشده منجر به از دست دادن ساعت‌های کاری زیاد، کاهش انگیزه برای انجام دادن کامل و درست و دقیق کار و در نهایت باعث کاهش بهره‌وری مجموعه خواهد شد.
راه حل چیست؟ برای افرادی که دچار استرس شغلی هستند، چه پیشنهادی دارید؟
شیوه و نحوه مواجه هر فرد با استرس‌های محل کار با دیگران متفاوت و ذهنیت افراد در ایجاد یا کاهش استرس بسیار مهم است. این که خود فرد انسان مثبت‌اندیش و مهربانی باشد، بسیار کمک کننده است تا فضای پیرامونی و افراد مرتبط با وی مهربان‌تر شوند. این تمرینی است که هر فردی باید در محیط کار انجام دهد تا در ابتدا احساس آرامش و مثبت‌اندیشی و مهربانی را به دیگران منتقل کند تا از محیط هم بازخورد مثبت بگیرد. اما  مهمترین‌ کارها، ورزش منظم، پیاده‌روی نیم ساعته روزانه یا هر ورزش هوازی دیگری است که برای تخلیه استرس‌ها و برطرف شدن ناراحتی‌های روحی و روانی بسیار موثر است. تنظیم غذا خوردن به شکل وعده‌های مکرر ولی کوچک، کمک‌کننده است. نظم در خواب بسیار مهم است و باید افراد آن را رعایت کنند. فرد نباید بیش از حد توان، برای خودش کار و وظیفه ایجاد کند، یعنی فرد باید کارهای موظف خود را انجام دهد و به نوعی بین کارهای موظف و غیرموظف خودش تعادل ایجاد کند و بیش از توان، برای خودش تکلیف ایجاد نکند. موضوع مهم دیگر تاخیر در رسیدن به محیط کار و استرس‌هایی است که این موضوع به‌ویژه در کلان‌شهرها ایجاد می‌کند. تجربه نشان داده که اگر فردی چند دقیقه قبل از شروع کار در محل کار حاضر باشد، به میزان بسیار زیادی استرس‌ها و فشارهای روحی او کم می‌شود. این که ترافیک در رفت و آمدها باید محاسبه شود، نکته ساده ولی خیلی مهمی است. حتی موضوع ساده‌ای مثل محیط غذا خوردن بسیار مهم است و گفته می‌شود بهتر است افراد مدتی را که صرف ناهار می‌کنند، در خارج از محیط کار باشد و به‌اصطلاح ناهار را پشت میز کار صرف نکنند. تحقیقات نشان داده است استراحت‌های کوتاه، ورزش‌های کوتاه و دور شدن کوتاه‌مدت از محل کار برای نوشیدن چای یا ناهار خوردن، بهره‌وری را بسیار افزایش می‌دهد. برخی نهادها در کشوری مثل ژاپن برای کارکنانشان اتاق خواب تهیه کرده‌اند تا اگر کارمندی نیاز داشت بتواند ١٠ دقیقه در آنجا چرت بزند تا با انرژی بیشتری به کار بپردازند.
برخی از این امور مثل اتاق خواب در محل کار در حوزه مدیریت مجموعه است. برای کاهش استرس‌های کاری، مدیران سازمان چه اقداماتی می‌توانند انجام دهند؟
گفتیم که استرس‌های محیط کار بهره‌وری را کاهش می‌دهد و به همین دلیل مدیران در قدم اول باید استرس‌ها را شناسایی کنند؛ آنهایی که قابل رفع است، برطرف کنند و استرس‌هایی که خودشان عامل آنها هستند، با تصمیمات صحیح و دقیق آنها را کم کنند. برخی استرس‌ها هم ممکن است به فوریت قابل رفع نباشند، مثلاً تغییر فضای فیزیکی محل کار شاید به سرعت ممکن نباشد؛ سازمان‌ها باید برنامه‌های بلندمدتی برای رفع آنها و نیز کاهش استرس‌های ناشی از این عوامل داشته باشند. استرس شغلی هیچ‌گاه به صفر نخواهد رسید، ولی سازمان‌هایی موفق هستند که بتوانند میزان آن را در محیط‌های کاری خود کم کنند. مثلاً تشویق کارمندان فعال تاثیر خوبی در کاهش استرس دارد؛ هر چه فرصت‌هایی برای پیشرفت شغلی افراد وجود داشته باشد، میزان استرس‌ها کاهش پیدا می‌کند؛ سازمانی که به کار تک تک کارگران و کارمندانش ارج بگذارد و پاداش بدهد، در کاهش استرس کمک کننده است. به طور کلی مدیریت مجموعه اگر مطابق با ارزش‌های آن سازمان کار کند، می‌تواند تا حد زیادی استرس‌های کاری را کاهش دهد.
گاه استرس محیط کار به خانواده هم منتقل می‌شود. برای حل این مسئله چه می‌توان کرد؟
شاید افراد بدانند که باید استرس شغلی را به خانه منتقل نکنند، ولی عموماً مهارت این کار را نداریم. باید بین دانش و مهارت فرق قایل شد. این مهارت را با تمرین و ممارست باید کسب کرد و گاه نیاز به مشاوره روانشناسی دارد، ولی می‌توان به آن دست یافت. افراد باید تمرین کنند تا بتوانند استرس‌های محل کار را در همان محل کار بگذارند و آنها را در محیط خانه و خانواده به فرزندان منتقل نکنند. باید یاد بگیریم که برای کارهای فردا خیلی دغدغه نداشته باشیم و صبح روز بعد کارهایمان را قبل از شروع کار مرور کنیم. این کار سختی است، ولی قابل دستیابی و انجام است.

منبع: هفته نامه آتیه نو


ارسال نظر

captcha