یادداشتی از میکائیل عظیمی

سال ۹۶ بر صندوق‌ها چه گذشت؟

سال رفته و تجربه‌ای گران سال 1396، از منظری سالی ماندگار است؛ چراکه یکی از آرزوهای دیرین کارشناسان حوزه بازنشستگی را به واقعیت رساند.

تامین 24 /به استناد مجموعه مکتوباتی که از صندوق‌های بازنشستگی در دست است، به‌ویژه در قاموس برنامه‌های راهبردی، بیش از یک دهه، ایشان سودای توجه بایسته و مداقه شایسته صاحب‌منصبان در دولت و مجلس را می‌پروراندند. سال‌ها بود کارشناسان و صاحبنظران حوزه رفاه و تامین‌اجتماعی خواب روزهایی را می‌دیدند که دولتمردان و نمایندگان مجلس به خطیر بودن این حوزه و نقش پررنگ آن بر حیات جمعی واقف شوند و این همه سبب شود تا موضوع صندوق‌ها و بازنشستگی و تامین‌اجتماعی در میان گروه نخست اولویت‌ها قرار گیرد.

امری که رخ داد و با طرح عنوان «ابرچالش»، همه از دولت تا مجلس و رسانه‌ها و ... متوجه صندوق‌ها و وخامت حال آنها شدند، می‌رفت تا بر صدر نشستن این موضوع زمینه را برای راهگشایی مهیا کند.اما و هزار افسوس که اندک بودند آنانی که بیمناک بوده و به اشارت و گوشه، دل‌نگرانی از بی‌فرجامی این «در صدر نشستن و آن ابرچالش خواندن» را یادآوری کردند. در هیاهویی که فضای عمومی متفتن و متوجه مساله صندوق‌ها شده بود و ماه‌های آغازین سال، امیدها پرورانده بود که گشایش‌هایی برای اصلاحات در راه است، باریک‌بینانی را دل‌شوره گرفته بود که ای‌بسا «ما جملگی» آن کدوی معروف را ندیده بودیم.

جلب توجه مقامات تصمیم‌گیر و توجیه و اقناع آنان بر اولویت دادن به مساله صندوق‌ها، مسیری دشوار بود و ثمره زحمات بی‌دریغ سالیان. اما گویی، مایی که در سودای چنین توجهی بودیم به نکته‌ای ظریف توجه نکرده بودیم که توجه مقامات لزوما و الزاما به معنای حرکت آنها در مسیر پیشنهادی کارشناسان نیست. به بیان دیگر، مقامات با اولویت دادن به موضوع صندوق‌ها، الزاما به اتخاذ سیاست‌های توصیه شده توسط کارشناسان تن نمی‌دهند؛ چراکه «گرایش‌ها، مبانی و در یک کلام منظومه ذهنی و ترتیبات ارزشی آنها» با کارشناسان متفاوت بوده و هست. بنابراین با مقدمات یکسان نتایج متفاوت حاصل آمد. گریز از چشم‌انداز دلربا اشاره شد که در نتیجه سال‌ها نوشتن، گفتن، رایزنی و نشست و برخاست، سال 1396 شاهد ابرچالش خواندن مساله صندوق‌های بازنشستگی بود و در پی آن جلسه پشت جلسه و نشست در ادامه نشست و کارگروه در پی کمیسیون و غیره و غیره که داعیه یافتن راه برون‌رفت از وضعیت خطیر داشتند. این همه را می‌توان اینگونه خلاصه کرد که در سال رفته، مقامات و نهادهایی که پشت به هدف با سرعت بالا حرکت می‌کردند، لحظه‌ای درنگ کرده و رو به هدف ایستادند.

تا اینجای ماجرا، مثبت و امیدوارکننده بود. اما شوربختانه به سبب همانی که «سربسته» با عنوان ترتیبات ارزشی و منظومه ذهنی نامیده شد، پس از درنگی و لختی توجه، این بار رو به هدف (اصلاح صندوق‌ها) ولی در جانب عقب حرکت صورت گرفت و رفته‌رفته می‌رود این حرکت معکوس و وارونه سرعت بیشتری بگیرد. شاهد این تمثیل نیز مصوبات مجلس، گونه‌های تازه‌ای از بازنشستگی پیش از موعد و تکلیف سازمان تامین‌اجتماعی به واریز سهم درمان به خزانه است.

بازی «شهرفرنگ» بزرگترها به خوبی به خاطر دارند و جوان‌تر در موزه‌ها و فیلم‌ها دیده‌اند که یکی از اسباب تفریح و بازی سال‌های نه‌چندان دور، جعبه‌ای بود با نام «شهرفرنگ». جعبه‌ای با چند حفره که کودکان و نوجوانان با نگاه به درون حفره‌ها شاهد تصاویر زیبا و دلکشی بودند که شهرفرنگی با گرداندن اهرمی، از پیش چشمان کنجکاو کودکان به حرکت وامی‌داشت. ای بسا بتوان سال 1396 را بازی شهرفرنگ مقامات و نهادهای تصمیم‌گیر در حوزه صندوق‌های بازنشستگی تعبیر کرد. گروه‌های داخلی و حتی خارجی در سال رفته، صندوق‌ها را کاویدند و از وخامت نوشتند و نسخه پیچیدند و مسیر برون‌رفت را ترسیم کردند. فارغ از تفاوت میان نسخه‌ها، سمت و جهت اصلاحات در صندوق‌های بازنشستگی آشکارتر از قبل شد. اما مقامات و نهادهای تصمیم‌گیر تنها نظاره‌گر بودند و در «بی‌عملی» معنادار و قابل تفسیری، بی‌هیچ واکنش جدی و مانند کودکان مسحور جعبه شهرفرنگ، در برابر پرسش‌های مردم و فریادهای کارشناسان، سکوت اختیار کردند. امید به سال پیش رو در فقره صندوق‌ها و تلاش برای گشایش و اصلاح آنها که اصلاحی تعیین‌کننده، کیفی و معنادار در دیگر ابعاد حیات جمعی در پی خواهد آورد، به نظر می‌رسد شاید و باز شاید، وظیفه و ماموریت کارشناسان در سال پیش رو آن باشد که بر این نکته پای فشارند که: اصلاح صندوق‌ها به طور جداگانه و جزیره‌ای راه به جایی نمی‌برد. لازم و شایسته است که در قاموس نظام چند لایه، تکلیف ارتباط میان صندوق‌ها و بین لایه‌ها تعریف شده و در قامت پیگیری نظام چند لایه، در پی تحقق اهداف کلانی چون جامعیت، فراگیری، کفایت، پایداری و البته کارایی و حکمرانی خوب؛ برآمد. بر این اساس، شاید، تمرکز و کار جمعی کارشناسان در سال 1397، بتواند اندکی بر زخم ناسور صندوق‌های بازنشستگی مرهم نهد. ایدون باد!

منبع:ماهنامه قلمرو رفاه/ میکائیل عظیمی

 


ارسال نظر

captcha