آسیب‌شناسی و تحلیل نگرش ایرانیان به آینده در نخستین همایش ملی «امید اجتماعی در ایران»

ایرانیان، تشنگان امیدند

به جرات می‌توان گفت دوران کنونی، در تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران، دورانی از هر حیث قابل مطالعه است. مسائل و بحران‌ها، تنگناها و چالش‌های اجتماعی، یکی پس از دیگری، از ناحیه اقتصاد کلان و چه‌بسا عالم سیاست سر برآورده‌اند و فشارهای مضاعفی بر اقشار و گروه‌های اجتماعی وارد کرده‌اند.

تامین 24 /  شاخص‌های زیست اجتماعی در شرایط مطلوبی نیستند و حتی فراتر از آن، برخی کارشناسان هشدارهای جدی در مورد خطر گسیختگی‌های اجتماعی می‌دهند؛ آنها معتقدند که زندگی اکثریت شهروندان، با غم و رنج‌هایی پیوند خورده که باید برای آن‌ها چاره‌ای اندیشیده شود. تجلی برخی از این ناامیدی‌ها را شاید بتوان در حرکت‌های اعتراضی دی‌ماه امسال دید که دو برآیند متفاوت اما مرتبط دارد. اول اینکه عده‌ای از محروم‌ترین اقشار کشور که از شرایط خود ناراضی بودند، به خیابان‌ها آمدند و دوم در اندیشه‌ و کنش اجتماعی‌شان، امیدوار به اصلاح و تغییر بودند. حتی می‌شود عقب‌تر هم رفت و ردپای وضعیت فعلی و برخی ناامیدی‌های عمومی به مسائل و رخدادها را در مسائل دیگر هم مشاهده کرد. اما برای درمان بیماری ناامیدی و نااطمینانی چه باید کرد؟ چطور می‌شود آب رفته را به جوی بازگرداند و جامعه را در بافت و ساختاری درحال رشد، امیدوار و سالم نگه داشت؟جامعه‌شناسان و روانشناسان و اخیرا هم سیاستمدران، دوای درد جامعه ایران را امید اجتماعی می‌دانند که هم امیدها و آمال فردی را زنده نگه می‌دارد و هم مشارکت‌پذیری شهروندان مختلف با سطوح درآمدی متفاوت را در ساخت زیربناهای کشور ممکن می‌کند. همان مشارکت و همدلی‌ای که به گمان کارشناسان، در تاریخ و ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه ما ریشه دارد و با نمودها و صورت‌های متفاوت، در بزنگاه ناامیدی به کار می‌آید و مناسبات را دگرگون می‌کند. بزنگاهی که در آن آرمان‌ها و ایده‌ال‌ها دوباره جان می‌گیرند، کنشگران به تکاپو می‌افتند و قوام و قوت اجتماعی، دوباره به بطن جامعه بازمی‌گردد. این امید، یک وجه دیگر هم دارد و آن مختصات زمانه‌‌ حاضر و تاثیرپذیری آن از عصر شبکه‌های اجتماعی است که ویژگی‌های جدیدی به مفهوم امید و ناامیدی بخشیده است. حالتی که در آن، کنشگران به یمن وجود شبکه‌های اجتماعی، از ساختارهای رسمی قدرت و تعیین‌کنندگی آنها فاصله گرفته‌اند و حتی در مواردی اتکای به قدرت رسمی را در این عصر را غیرعقلانی می‌دانند. در نخستین همایش ملی امید اجتماعی که هفته گذشته به همت موسسه «رحمان» در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد، صاحبنظران حوزه‌های مسائل اجتماعی، فلسفی و اقتصادی به مفهوم امید، و ویژگی‌ها و کاربست‌های آن در جامعه امروز ایران و همین‌طور بایسته‌های جامعه امیدوار پرداختند. آتیه‌نو، بخشی از مباحث مطرح‌شده در این همایش را در این دو صفحه منعکس کرده است.

جامعه ایرانی، هنوز امیدوار است
 
نعمت‌الله فاضلی، در این نشست، با تفکیک قائل‌شدن میان امید اجتماعی و امیدهای فردی و روانشناختی و فلسفی، گفت: «زمانی که از امید اجتماعی صحبت می‌شود، از کلیتی به نام جامعه صحبت می‌کنیم. باید ببینیم آیا جامعه، دارای استعداد و ظرفیت بهترشدن هست یا خیر.» وی امید اجتماعی را مجموعه‌ای از ظرفیت‌ها و قابلیت‌های ساختاری دانست که جامعه برای پویایی و حرکت نیاز دارد. فاضلی، با تبیین مفهوم «ظرفیت آرزومندی»، گفت:«جامعه ایران دارای ظرفیت‌ها و قابلیت‌های وجودی جامعه‌ای امیدوار است. درست است که در میان شهروندان، افسردگی، عصبیت، خشونت و اشکال گوناگون یاس وجود دارد اما اینها به معنای ناامیدی جامعه نیستند.» به گفته فاضلی، ظرفیت آرزومندی به این معناست که جامعه، گروه، ملت، مجموعه‌ای از تجربیات، تحولات، قابلیت‌ها و امکان‌هایی پیدا می‌کنند که حاصل آنها، حرکت‌دادن جامعه به سمت آینده است.  وی جامعه ایران را جامعه‌ای آرزومند و امیدوار توصیف کرد و گفت: «جامعه ایرانی، پس از انقلاب مشروطه، از گذشته‌گرایی فاصله گرفته و به سمت جامعه‌ای اکنون‌نگر و آینده‌نگر حرکت می‌کند. بنابراین چنین جامعه‌ای، به گذشته به چشم مرجع نگاه می‌کند و از همین رو باید گفت جامعه ایرانی، امیدوار است.» فاضلی، دلیل شکل‌گیری انقلاب مشروطه را امکان‌پذیرشدن ظرفیت آرزومندی برای ارزش‌ها و قابلیت‌های جدید دانست و گفت: «امید اجتماعی، شرایط و امکان شکل‌گیری ظرفیت آرزومندی برای جامعه است. این ظرفیت، از زمان مشروطه تاکنون، درحال گسترش بوده است.» فاضلی، با تاکید بر اینکه ناامیدی‌های مدرن، نوعی امید اجتماعی است، افزود: «این ناامیدی‌ها، از ظرفیت‌های آرزومندی برخاسته است. جامعه‌ای که انقلاب می‌کند، دانشگاه، دانشجو و ارتباطات جهانی دارد، حتی اگر دچار سرخوردی و افسردگی و تنش و بیماری باشد، جامعه‌ای امیدوار است.» به اعتقاد فاضلی، جامعه‌ای امیدوار است که دچار مسئله امید شده باشد. وی افزود: «حال جامعه ما خوب نیست و نارضایتی وجود دارد اما هنوز امیدوار است. نارضایتی، بخشی از تبعات افزایش ظرفیت آرزومندی است.» عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، با بیان اینکه جامعه ایران دارای 7 گونه‌ امید اجتماعی است، به مفهوم امید اجتماعی دموکراتیک اشاره کرده و گفت: «ساخت احساسات دموکراتیک، یعنی ساخت امید و امید اجتماعی مدنی. جامعه‌ای که از حق کودک حرف می‌زند و به مدنیتی رسیده که از قبیح‌بودن خشونت، آگاه است و به زنان، اجازه‌رفتن به دانشگاه می‌دهد و ... یعنی به امید مدنی رسیده و امیدوار است.» وی یکی از ارزش‌های فرامادی رشد را بحث‌کردن دانست و گفت: «مهم‌ترین ویژگی مردم جامعه ما برخورداری از روحیه مذاکره‌کردن، گپ‌زدن و داشتن میل به بحث‌کردن است که همگی، نشان از امید اجتماعی دارد.» فاضلی، امید رفاهی و افزایش امید به زندگی را دو گونه دیگر امید اجتماعی دانست و گفت: «از دوره مشروطه، با بحران‌های شدیدی که در جامعه رخ داد، میل ملی برای سیاست اجتماعی مبتنی بر رفاه، در جامعه شکل گرفت.» وی اضافه کرد: «پژوهش‌ها نشان می‌دهند که از دوره قاجار تا به امروز، مسئله رفاه و سلامت و تلاش برای افزایش امید به زندگی، جزء مهم‌ترین خواست‌های جمعی ایرانیان بوده است. در 40 سال پیش، ازدست‌دادن 8 فرزند، امری عادی بود اما ساخت احساسی امروزین، ازدست‌دادن یک کودک را ضایعه‌ای عظیم به حساب می‌آورد.» فاضلی، ساخت احساسی و شیوه تفکر و نگرش امروز مردم ایران را در حوزه‌های رفاه و بهداشت، نشانه‌ای از امید اجتماعی خواند و گفت: «جامعه‌ای که امید به زندگی‌اش 70 سال است، فرصت دارد که امیدوارتر زیست کند و به صلح و زیبایی و هنرها بیندیشد.» 
 
امید اجتماعی، امری سیاسی نیست
 
محمدجواد غلامرضاکاشی، با بیان اینکه مفهوم امید اجتماعی، چندان معنای مشخصی ندارد، گفت: «وقتی درباره امید یا ناامیدی جامعه صحبت می‌کنیم، از حیطه جامعه‌شناسی بیرون می‌رویم و وارد قلمرو سیاسی جامعه می‌شویم. امید، امر روان‌شناسی و فردی است و با واسطه‌هایی، به امر سیاسی منتقل می‌شود.» وی با بیان اینکه امید، در سطح روان‌شناسی، مفهومی فیزیولوژیک و فردی است و نه یک معنای جامعه‌شناختی، اظهار کرد: «با کنش‌های جمعی و نظم‌ها و سرمایه‌های گفتاری، کلامی و زبانی که دو میانجی اساسی هستند، امید -به مثابه امری فردی و روان‌شناسی- به امر سیاسی تبدیل می‌شود. جامعه ایران در چهاردهه گذشته، مسیری متفاوت را طی کرده تا به امروز رسیده است. ما با انقلاب می‌خواستیم بنای تازه‌ای بسازیم؛ بنابراین در سال‌ها و دهه اول انقلاب، جامعه‌ای بودیم پر از نیروهای بالفعل سیاسی که به‌واسطه آرمان‌های معطوف به آرزو که جامعه‌ای بهتر می‌خواست، جامعه در فوران گروه‌های آرزومند بود. یکی از حکومت اسلامی می‌گفت، یکی از جمهوری دموکراتیک خلق و گروه‌های دیگر و حاشیه‌ای نیز تصور می‌کردند در پرتو پرچم‌های پر از آرزو، آلام و دردهای آنها التیام پیدا خواهد کرد. دو دهه اول جمهوری اسلامی، فوران هویت‌های امیدوار سیاسی بود که هر یک الگویی از آرزومندی را بسط می‌دادند. جامعه در این دهه، دچار شقاق شد. یک گروه، جامعه را به‌سمت آرمان‌های دینی بردند و گروه‌های دیگر، جامعه مدرن و سبک‌های تازه زندگی را تبلیغ می‌کردند.» این استاد علوم سیاسی، با بیان اینکه طیف‌های اصول‌گرا و اصلاح‌طلب، در جریانات سیاسی ایران نماینده این دو نوع آرمان هستند، گفت: «اینها پرچم‌هایی برافراشته بودند تا امیدهای معطوف به آرزو را بازسازی کنند اما به‌تدریج، پرچم‌های دیگری نیز برافراشته شدند که کمتر آرزومندانه و آرمانگرایانه بودند اما به این معنا هم نیست که جامعه افسرده شده باشد، بلکه به نظر می‌رسد صورت‌بندی امید، دگرگون شده است.» وی با اشاره به بی‌اعتبارشدن پرچم‌های افزایش خشنودی و کاهش آلام در طول دو دهه گذشته، گفت: «جامعه در عرصه سیاسی نمی‌میرد، بلکه هویت و نیروی خود را بازسازی می‌کند.» به گفته کاشی، پرچم‌های افزایش خشنودی و کاهش آلام در ایران شکست خورده‌اند، اما این به معنای ناامیدی جامعه در مواردی نیست، بلکه نشان از نیرو و سرمایه‌ای سیاسی می‌دهد. وی افزود: «جامعه، زخمی و خشمگین است؛ در مواردی احساس تحقیرشدگی و بی‌معنایی می‌کند اما همه اینها سرمایه‌های سیاسی در منظومه‌های گفتمانی جدید هستند. جامعه زنده است، حتی اگر پر از خشم و کینه باشد. آدم زنده هم می‌خواهد زندگی کند. می‌توانیم بگوییم چنین جامعه‌ای، معطوف به آغازی جدید و طرح الگوهای کنشگری جدیدی است. این با متولیان سیاسی این است که چقدر این صدا را بشنوند.»
 
افزایش انسجام، کلید مبارزه با آسیب‌ها
 
مصطفی معین، وزیر اسبق علوم، تحقیقات و فناوری نیز در این همایش، افزایش انسجام اجتماعی را کلید پایان‌دادن به چرخه معیوب آسیب‌های اجتماعی دانست. وی با تاکید بر اینکه بیان واقعیت‌های اجتماعی با دلسردی از مدیریت و کنترل اوضاع جامعه متفاوت است، اظهار کرد: «بیان واقعیات، در ایجاد انگیزه قوی‌تر برای برخورد با بحران‌ها و مشکلات و موانع کمک می‌کند.» معین، شاخص‌های بحران، افزایش اعتیاد، جرم و خشونت، کودک‌آزاری، وجود 2 میلیون کودک کار، سوانح و حوادث طبیعی و انسانی، آلودگی هوا، شیوع بیماری‌های روانی، گسترش فقر و حاشیه‌نشینی، احساس تبعیض و بی‌عدالتی، فساد اداری و مالی، کالایی‌شدن فرهنگ، آموزش، بهداشت و... را آفات بزرگ جامعه خواند و گفت: «همه این آسیب‌های اجتماعی باعث شده‌اند سطح نشاط و امید اجتماعی در جامعه ایرانی کاهش پیدا کند.» وی آسیب‌های اجتماعی را کوه یخی توصیف کرد که نقطه بروز مشکلات را نشان می‌دهد و علت اصلی، احساس نابرابری و وجود تبعیض و بی‌عدالتی است. وزیر اسبق علوم، با تاکید بر اینکه جامعه ایران نسبت به سه‌چهار دهه گذشته و در مقایسه با میانگین جهانی، فقیرتر شده، اظهار کرد: «جامعه، دچار فقر است و علت اصلی آن هم بی‌عدالتی و تبعیض است که موجب یاس، ناامیدی و زوال جامعه می‌شود.» معین، با بیان اینکه نرخ بیکاری جوانان، به ٣١‌ درصد رسیده است، گفت: «ایران هم‌اینک در پنجره سنی جمعیتی است. جوانان، کمترین هزینه را از لحاظ بهداشت و درمان دارند و اتفاقا بیشترین بازده را هم از خود نشان می‌دهند.» وی با تاکید بر اینکه رنسانس و جهش کشورها در دوران پنجره سنی جمعیت اتفاق می‌افتد اما این مسئله در ایران آسیب‌زا شده، خاطرنشان کرد: «از دوران دولت دهم، جمعیت دانشجویان ما دوبرابر شده است. فارغ‌التحصیلان، بیکار هستند و بیشتر تحقیر می‌شوند.» وی گسل‌های اجتماعی را مهم‌تر از گسل‌های زمین‌شناسی مانند زلزله خواند و گفت: «گسل‌های نسلی، طبقاتی و مانند آن، مانع پیشرفت است و حتی می‌شود گفت عامل اصلی عقب‌افتادگی؛ و وجود گسل‌ها، نداشتن سرمایه اجتماعی و بی‌اعتمادی‌ است.» وی وضعیت کشور را از لحاظ شاخص نابرابری جنسیتی، قرمز توصیف کرد و هشدار داد: «در آزادی‌های مدنی، اشتغال، خانواده، زنان وضع نگران‌کننده است و به دلایل زیادی، نیمی از جمعیت کشور بهره‌وری لازم را ندارند که کفران نعمت است.» به باور معین، جامعه ایرانی، مدیریت و کنترل مناسبی بر آسیب‌های اجتماعی خود نداشته و در این میان، اتهام تنها به حاکمان و دولتمردان وارد نیست، بلکه شهروندان و روشنفکران نیز در این وضعیت، دچار نوعی غفلت عمیق بوده‌اند.
 
امید، جامعه را تولید و بازتولید می‌کند
 
محمدامین قانعی‌راد،نیز در سخنرانی خود، با تبیین ویژگی‌های امید اجتماعی، گفت: «اگر جامعه‌ای موفق شود امید را تولید کند، افراد آن جامعه نیز امیدوار خواهند شد.» عضو هیئت‌علمی دانش مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، با یادآوری اینکه امید اجتماعی، دارای ویژگی دوگانه فردی و جمعی است، اظهار کرد: «بیشتر بحث‌های امروز درباره امید اجتماعی، به نگرش فردی در زندگی روزمره توجه می‌کند. به این معنا که وقتی آدم‌ها بی‌عدالتی و تبعیض را در جامعه می‌بینند، ناامید می‌شوند و امید اجتماعی باید قادر باشد میان وضعیت فردی و هستی‌شناختی، تفکیک قائل شود.» وی امید اجتماعی را یکی از ویژگی‌های جامعه خواند و گفت: «جامعه، فی‌نفسه ظرفیتی برای از نو آغازکردن دارد و بحث ما نیز این است که آیا وجدان جمعی، به جامعه کمک می‌کند که خودش را بازسازی کند یا خیر؟» از نظر قانعی‌راد، هر جامعه‌ای ممکن است با آسیب روبه‌رو شود اما جامعه‌ای قادر است آسیب‌ها را از میان ببرد که امیدوار باشد و بتواند امید اجتماعی تولید کند. وی با طرح این سوال که آیا جامعه ایران، توانایی بازسازی خود را دارد یا نه، اظهار کرد: «لازمه این کار این است که جامعه از نقاط عطف بحرانی و مخاطره‌ساز که به طور مکرر در تاریخ طولانی کشورمان ایجاد شده‌اند، عبور کند.» به گفته قانعی‌راد، صرف‌نظر از طرز تفکر افراد و برنامه‌ریزی‌های صورت‌گرفته، به دلیل قدرت ترمیم و خودسازی جامعه بوده که جامعه ایرانی از بزنگاه‌های مختلف گذشته‌ است. وی مشکل امروز جامعه ایران را بحران در کلیت جامعه دانست که نهادهای اجتماعی آن، قادر به تولید امید اجتماعی نیستند. قانعی‌راد، کارکرد اساسی امید اجتماعی را تولید و بازتولید جامعه دانست و گفت: «این تولید و بازتولید، در ایران معاصر دچار مشکل شده و برای اصلاح امور، باید نهادهای پایینی جامعه، مانند نهاد خانواده، آموزش، دستگاه‌های قضایی و حتی دولتی، به نحوی در جامعه تولید امید اجتماعی کنند تا نیروی حیاتی جامعه دوباره احیا شود، با مشکلات برخورد کند و بتواند راه خود را پیدا کند.»
 
خلق فضای امید در ایران
 
مقصود فراستخواه، در سخنرانی خود با عنوان «انسان ایرانی و امیدهایش» به وجوه پارادوکسیکال جامعه ایرانی اشاره کرد که از یک طرف، آدرس و شاخص‌های ناامیدی در جامعه را نشان داده و از طرفی هم وعده می‌دهد که جامعه ایرانی، شکوفا خواهد شد. این جامعه‌شناس، با بیان اینکه امید به صورت اجتماعی ساخته می‌شود و شاکله اصلی آن، براثر تحولات تاریخی و فرهنگی ساخته می‌شود، گفت: «امید در گذشته، تقلیل‌گرایانه بوده اما در دوره جدید بر مبنای خودبنیادگی انسان و سوژگی و کارگزاری توضیح داده می‌شود. به گفته فراستخواه، در هر جامعه‌ای تفاوت‌های فرهنگی باعث می‌شود صورتبندی‌های گوناگونی از امید به دست داده شود.عضو هیئت‌علمی موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، با اشاره به ساخت اجتماعی امید گفت: «جامعه‌ای که در آن تحمل ابهام و ریسک و مصالحه‌جویی، کم است و جهت‌گیری درازمدت، پایین است، امید اجتماعی متفاوتی با جامعه‌ای دارد که در آن، مخاطره‌جویی و ریسک و یادگرفتن از شکست، تجربه می‌شود و تسامح و تساهل، در اوج قرار دارد.» فراستخواه، با بیان اینکه جامعه ایرانی در زمینه جهت‌گیری‌های درازمدت یا عدم تحمل ابهام چالش‌هایی دارد، اضافه کرد: «در ایران درست است که امید اجتماعی مشکلاتی دارد اما از آن سو نیز دارای ظرفیت‌های تازه‌ای است. مثلا میل به موفقیت از طریق عملکرد در جامعه ما بسیار بالاست.» وی افزود: «در ایران، مردم همچنان می‌خواهند موفق بشوند و شور زندگی و امید زیر پوست جامعه جریان دارد و نفس می‌کشد.» به باور این جامعه‌شناس، میل به موفقیت و زندگی، در مردم ایران بالاست و تحرک اجتماعی در عرصه عمومی زیاد اما در عین حال، دچار نوعی پارادوکس است. وی اضافه کرد: «احساس محرومیت نسبی باعث شده انتظارات بالا و درکی اتوپیایی از جامعه در میان ایرانیان وجود داشته باشد اما در مقابل، امیدی به محقق‌شدن این درک مشاهده نمی‌شود. چرا که بسترها، ساختار، قوانین، ظرفیت‌ها و جایگاه‌های اجتماعی متناسب را پیش روی خود نمی‌بیند.»
 
فراستخواه، با اشاره به وجود دو سطح تحلیل وضع ذهنی و فضاهای اجتماعی برای تبیین معمای امید اجتماعی در ایران گفت: «جامعه کنونی ایران، دچار نوعی فرسایش ذهنی است. ذهن فرتوت در ایران که به صورت انفعال اجتماعی و عصبانیت اجتماعی ظهور یافته، برای امید اجتماعی مشکل‌ساز است. مردم خستگی‌های عاطفی سرکوب‌شده‌ دارند، با علیت رویدادها و اثرگذاری‌ ارتباطی برقرار نمی‌کنند و فقط احساس قربانی‌بودن دارند.» به گفته فراستخواه، از همین نقطه ناامیدی، امکان‌هایی برای امید فراهم می‌شود. وی افزود: «در مقابل فضاهای رسمی کنترلی و سلسله‌مراتبی، فضاهای اجتماعی به وجود می‌آیند که از اعمال زندگی روزمره گروه‌های اجتماعی و فضاهای زیسته، تجربه‌های پیشرو و «هم‌کنشی‌های خلاق» معطوف به رهایی ایجاد می‌کنند.» فراستخواه، سازمان‌های مردم‌نهاد و انجمن‌های دوستانه و خویشاوندی، تجمع‌های محلی را در شمار فضاهای اجتماعی دسته‌بندی کرد و گفت: «این امکانات، تخیلات جامعه را به شکل سازنده آزاد می‌کنند و فضاهای اقتضایی را در مقابل فضای سیطره قرار می‌دهد.» وی تصریح کرد: «فضای اقتضایی در جامعه امروز ایران، درحال رشد است. در نتیجه، کمابیش فضای گفت‌وگو، مددکاری و یادگیری‌های تازه‌ و هم‌افزایانه‌ای خلق می‌شود که نوعی امید اجتماعی تازه است و در آن مردم منتظر نیستند دولت بیاید و مشکلات‌شان را رفع کند.» این جامعه‌شناس، درعین حال از نااطمینانی‌های آینده ایرانیان درباره امید هم صحبت کرد و در توضیح گفت: «امید جامعه ایرانی در آینده به برخی نااطمینانی‌ها چشم دوخته است. اولین ناامیدی این است که آیا نخبگان جامعه، به نام ایران توافق اصولی مجددی خواهند کرد؟ چرا که توافق‌های قبلی، کهنه ‌شده و نیاز به توافق جدید است.» وی شکاف میان دولت و ملت را دومین نااطمینانی جامعه ایرانی نسبت به آینده امید دانست. به اعتقاد فراستخواه، تقابل دو بخش از جامعه ایران، یکی منفعل، فردگرا و خودمدار است و دیگری که فعال است و ابتکارات اجتماعی‌ای چون سمن‌ها و تشکل‌های مدنی دارد، سومین و چهارمین فضای سناریوی آینده ایران هستند. وی بر اساس این نااطمینانی‌ها، چهار سناریو برای آینده امید اجتماعی ایران پیش‌بینی کرد. استفاده از پنجره‌های فرصت امید به جهش در جرم بحرانی جامعه، بهترین سناریویی است که به گفته فراستخواه، باید برای جامعه ایرانی پیش‌بینی کرد. جنبش‌های اجتماعی، پرهزینه و طولانی و اصلاح‌طلبی‌های اجتماعی، دومین سناریو و اعتدالگرایی یا اصلاحات دولتی یک‌جانبه و بی‌دوام، در غیاب تشکل‌های مدنی، سومین سناریوی احتمالی از دیدگاه فراستخواه است. وی همچنین نارضایتی‌های انباشته، پرخاشگری، اعتراض، فروپاشی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی را بدترین پیش‌بینی برای امید اجتماعی در ایران اعلام کرد.
 
امید، بذر هویت انسانی است
 
سعید مدنی، نیز سخنران دیگری بود که در صحبت‌های خود به بحث درباره دیالکتیک امید و ناامیدی در جنبش‌های اجتماعی پرداخت. این جامعه‌شناس و پژوهشگر ارشد علوم اجتماعی، با بیان اینکه در فرهنگ ایرانی، هر دو سوی امید و ناامیدی، ساری و جاری است، اظهار کرد: «دو رویکرد عمده روانشناختی و جامعه‌شناختی، با مفهوم امید در ارتباط است. در روانشناسی، با امید و ناامیدی روبه‌رو هستیم اما در رویکردهای جامعه‌شناختی، تمرکز بر مفاهیمی مانند امید جمعی، امید گروهی و امید اجتماعی است.» به گفته این جامعه‌شناس، در امید از زاویه روانشناختی، صحبت از سرمایه روانشناختی است که چهار مولفه امید، خوش‌بینی، تاب‌آوری و خودکارآمدی دارد. وی جزء اول امیدواری را داشتن هدف و خوشبینی نسبت به آینده در مقایسه با وضعیت موجود دانست و ادامه داد: «راه رسیدن به نقطه بهتر و راهکار پیش رو، و داشتن انگیزه برای حرکت به سمت مسیر مدنظر، جزء‌های دوم و سوم، هسته سخت مفهوم امید در کلیه حوزه‌های روانشناختی است.» به گفته این جامعه‌شناس، در رویکرد روانشناختی امید و ناامیدی به جنبه‌های اجتماعی موضوع توجه نمی‌شود و بر همین اساس، نقدهایی جدی به آن وارد است. مدنی، با اشاره به امید عمومی گفت: «امید عمومی، بحثی است که از بالا به جامعه تزریق می‌شود و جنبه‌های پرزرق و برق دارد. ن
 
نوعی پروپاگاندای رسمی اما ناپایدار است که مثلا می‌گویند بعد از انتخابات بهشت، ساخته می‌شود، نابرابری‌ها برطرف می‌شود یا پوپولیست‌ها از آن برای بسیج اجتماعی استفاده می‌کنند اما هیچ‌کدام از وعده‌ها محقق نمی‌شوند و تنها بی‌اعتمادی را در سطح عمومی گسترش می‌دهد.» وی امید و ناامیدی را مانند ظروف مرتبط با یکدیگر توصیف کرد و گفت: «هیچ جامعه‌ای، ناامید مطلق نیست بلکه باید گفت امید، از جایی به جای دیگری می‌رود.» به گفته مدنی، گونه جمعی امید، چشم‌انداز بهتری برای زندگی آینده ترسیم می‌کند و منجر به شکل‌دهی به کنش جمعی می‌شود. وی افزود: «امید جمعی، از جایی شروع می‌شود که یا گروه‌های اجتماعی دیدگاه‌شان را نسبت به وضعیت بهتر می‌کنند و تغییر اجتماعی به اشتراک می‌گذارند یا زیرساخت‌های قدرت مسلط، باعث ایجاد امید جمعی می‌شود.» وی خدمات‌رسانی به مردم در مناطق زلزله‌زده را نمونه اعلایی از امید جمعی توصیف کرد و گفت: «کسی که چشم‌اندازی از وضعیت بهتر در سر دارد، و این چشم‌انداز و راه‌های رسیدن جمعی به آن را با دیگران به اشتراک می‌گذارد، انگیزه جمعی برای رفتن به وضعیت مطلوب به دست می‌آید، «شبکه امید» شکل می‌گیرد و جمع به این نتیجه می‌رسد که برای رسیدن به زندگی بهتر چه تلاشی باید بکند.» مدنی، در ادامه به نقش نهادهای امید از قبیل خانواده، جامعه مدنی و ... اشاره کرد که با ایجاد مجموعه‌ای از هنجارها، انتظارات و انگیزه‌ها رسیدن به هدف وضعیت بهتر را تسهیل می‌کنند. وی امید اجتماعی را محصول جمع‌شدن امیدهای فردی در یک جامعه دانست و گفت: «اشتراک جمع‌ها، موجب رسیدن یک جامعه به امید اجتماعی می‌شود و معمولا دارای مکانیزم‌های پیچیده‌تری نسبت به امید فردی است.» به اعتقاد این جامعه‌شناس، اتفاقاتی که در دی‌ماه افتاد، نشانه ناامیدی از یک بخش و امیدواری به بخشی دیگر است. 
مدنی، انتقاد اجتماعی را فاز اول شکل‌گیری امید اجتماعی دانست و گفت: «وقتی وضعیت موجود و عملکرد دولت نقد می‌شود به یک معنا نشان از ناامیدی از عملکرد دولت است ولی همزمان ظرفیت‌های اجتماعی به دنبال اتصال به نقطه‌های امید دیگر است.» وی امید را بذر هویت انسانی تعبیر کرد و گفت: «امید، همیشه به آینده ربط دارد و نوعی توانایی انسان در شرایط نامطلوب موجود است که در خود، ظرفیت رسیدن به وضعیت مطلوب را می‌بیند.»
 
امید، همبستگی‌ساز است
 
حسام سلامت، مدرس فلسفه و دانشجوی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران نیز در این همایش، مختصات نوعی از سیاست امید را توضیح داد. وی با تاکید بر اینکه در ایران، برخلاف تصورات عمومی، تفکر چندانی درباره مفهوم بنیادین امید صورت نگرفته، گفت: «عرصه اندیشه در ایران همچنان نیاز دارد مفهوم امید را به بحث بگذارد و حتی اگر به شکلی انتزاعی هم باشد، باید بر سر آن اندیشه شود.» سلامت، با اشاره به وجود 4 فرم از امید، اولین نوع اندیشیدن را امید ایده‌آلیستی دانست و گفت: «در این نوع امید، فرض بر این است که بر فراز تاریخ، ایده‌ای وجود دارد و همه کنش‌های تاریخی در نسبت با آن تعریف می‌شوند.» وی سنخ دوم امید را امید تاریخی دانست که عبارت است از رخدادهایی که در دل تاریخ فردی و جمعی اتفاق می‌افتند و امیدواری ایجاد می‌کنند. امید عینی یا subjective hope سومین گونه امید بود که سلامت، به توضیح آن پرداخت.
 
به گفته این مدرس فلسفه، در امید عینی، مسئله بر سر فرصت‌های ساختاری در دل نظام اجتماعی است. وی امید سلبی (negative hope) را چهارمین و مهم‌ترین نوع امید تعبیر کرد و در تشریح آن گفت: «وقتی از امید سلبی حرف می‌زنیم، منظور نفی فرارونده حدومرزهای وضعیت تاریخی کنونی است و این سودا را دارد که از راه خلق امکان‌های نو، اتکای «بدن» جمعی مردم آینده را پیش بیندازد.» به اعتقاد وی، نخستین گام امید سلبی، «نفی» است و چنانچه از نام آن مشخص است، کار خود را با نفی امکان‌ها و ظرفیت‌های کنونی آغاز می‌کند و به اتکای نقادی و به چالش‌کشیدن وضعیت رایج به پیش می‌رود. سلامت، ویژگی مهم امید سلبی را «فراروندگی» و ریشه‌نداشتن آن در اکنون و دل بسته‌نبودن به آینده دانست که با «خلق امکان‌ها» مترادف است. وی خاطرنشان کرد: «مسئله امید سلبی این نیست که بر سر امکان‌های عینی سرمایه‌گذاری کند بلکه این هدف را دنبال می‌کند که امکان‌هایی تازه خلق کند.» این دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی اقتصاد و توسعه دانشگاه تهران، ویژگی مهم امید سلبی را کوششی دانست که با نیروگرفتن از قدرت تخیل جمعی، آلترناتیوسازی می‌کند. به باور سلامت، امید سلبی با گره‌خوردن با «دیگران» پیش برده می‌شود. وی با تاکید بر اینکه امید در قسم نوعی همبستگی اجتماعی تصور می‌شود، افزود: «امید، همبستگی‌ساز است و به این معنا از دل اجتماع «دوستان هم‌امید» که تخیل جمعی مشترکی نسبت به آینده دارند، ساخته می‌شود.» سلامت به نقش امید در پیوند اجتماعی هم اشاره کرد و گفت: «امید سلبی، همان چیزی است که «مردم» را می‌سازد و مردم نیز چیزی نیست جز پیوندخوردن سوژه‌های هم‌امید برای پیش‌بردن تخیل خودشان.»
 
منبع: هفته نامه آتیه نو

 


ارسال نظر

captcha