کودکان، محور برنامه‌های فقرزدایی باشند

بر کسی پوشیده نیست که پس از سال‌ها اجرای برنامه‌های ناموفق فقرزدایانه، لازم است طرحی نو درانداخته شود و روشی را در پیش گرفت که قدری با آنچه تاکنون آزموده شده، متفاوت باشد.

یادداشتی از : سیامک زند رضوی 

تامین 24 /  به طور مشخص اگر دولت تصمیم دارد به مسئله فقر ورود کند و اگر می‌خواهد به نتایجی پایدار و موفقیت‌آمیز دست پیدا کند، بهتر است از منظر وضعیت کودکان در شرایط دشوار، به پیگیری سیاست‌های فقرزدایی بپردازد. در تمام سالیان گذشته، نه تنها در سیاست‌های مبارزه با فقر موفق نبوده‌ایم، بلکه با فراموش‌کردن کودکان در شرایط دشوار، نسل آینده را نیز به شدت تهدید کرده‌ایم. یکی از نمونه‌های این فراموشی، بی‌توجهی به سوءتغذیه کودکان در شرایط دشوار است.پیشنهاد من این است که یک‌بار مسئله فقر در کشور را از منظر نسل آینده و کودکان، بازبینی کنیم.

اکنون نیز اگر سرشماری درستی از کسانی که در کشور ما از فقر شدید و مطلق رنج می‌برند، صورت گیرد، مشاهده می‌کنیم که بیشترین نمودهای فقر بر کودکان و وضعیت آنها نمایان می‌شود. اگر کودکان در اولویت برنامه‌های شناسایی قرار گیرند و با استفاده از داده‌های وزارت بهداشت و سازمان آموزش و پرورش، فهرستی از کودکان در وضعیت فقر شدید تهیه شود، به راحتی می‌توان برای آنها سیاستگذاری‌های متناسب را انجام داد. اضافه بر این، تعدادی از کودکان نیز هستند که بنا به دلایل مختلف، وارد نظام آموزشی نشده‌اند یا از مدرسه اخراج شده‌اند؛ این دسته از کودکان نیز باید به صورت جداگانه سرشماری شوند. تا به امروز، هیچ فهرست دقیقی از کودکان در شرایط دشوار، در اختیار نداریم و با وجود برنامه‌هایی که وزارت رفاه و آموزش و پرورش داشته‌اند، تلاش‌های آنها موفقیت‌آمیز نبوده است. بنابراین اولین قدم برای ورود به کاهش فقر، شناسایی گروه‌های هدفی است که کودک نامیده می‌شوند و براساس کنوانسیون حقوق کودک، زیر 18 سال سن دارند. این کودکان از قضا همان‌هایی هستند که مورد آزار هم قرار می‌گیرند؛ درواقع، همیشه میان سوءتغذیه کودکان، آزارهای جسمی و جنسی، بی‌توجهی‌های روحی و عاطفی، کار اجباری و دیگر شاخص‌های شرایط دشوار، نوعی همبستگی وجود دارد. بنابراین، اولویت سیاست‌های فقرزدا، با کودکان است.

به این دلیل که با رسیدگی به کودکان دچار فقر، در درجه نخست، امید را در خانواده‌ها زنده می‌کنیم. بنابراین، ورود به مسئله فقر کودکان، پشتیبانی عمومی و خیر همگانی را به دنبال خواهد داشت. از طرفی دیگر، شناسایی کودکان دچار فقر، به مراتب آسان‌تر از دیگر گروه‌های سنی و اقشار دیگر است.  زمانی که مسئله فقر کودکان در میان باشد، اراده‌ای عمومی شکل خواهد گرفت که شاید به حل‌شدن همیشگی موضوع حل‌نشده فقر، بینجامد. اگر فهرستی از کودکان در شرایط دشوار تهیه شود، متناسب با نیازهای هر کدام، می‌توان سیاست‌های جبرانی و حمایتی را اعمال کرد و در اطراف آنها نیز شبکه‌ای از دیده‌بان‌ها تشکیل داد. وظیفه دیده‌بان‌ها -که متشکل از جوانان داوطلب و آماده و آموزش‌دیده است- نظارت بر بسته‌های حمایتی از کودکان در شرایط دشوار است. به عبارت دیگر باید از ظرفیت جمعیت انبوه جوان تحصیلکرده در سن کار استفاده کرد تا حلقه‌ای دور کودکان تشکیل شود. طبیعتا در این فرآیند، بخشی از مراحل انجام کار، از بالا به پایین است و دولت مرکزی، باید شرایط و ملزومات حمایتی را فراهم کند. به نوعی می‌توان گفت با شناسایی کودکان و تشکیل نظام دیده‌بانی، برنامه‌ریزی‌های فقرزدا برای دیگر گروه‌های هدف نیز موفقیت‌آمیزتر خواهند شد. بنابراین در سطح مداخله‌های از پایین به بالا، از کودکان شروع می‌کنیم، به درون خانواده‌ها می‌رویم و از آنجا به مختصات و ویژگی‌های محله‌ها و بافت‌های زندگی خانوارها در شهرها و روستاها دست پیدا می‌کنیم. این راهبرد، کلیدی‌ترین و پایه‌ای‌ترین سیاست، در شناسایی شناسنامه فقر و عبور از آن است که امیدواریم روزی در دستورکار دولت و سیاستگذاران قرار گیرد. 

منبع: هفته نامه آتیه نو 


ارسال نظر

captcha