گفت‌وگو با کارآفرین صنعت هتلداری

آینده از آن گردشگری است

سال 1358 با اتمام تحصیل در رشته MBA به ایران برگشت. چندسال بعد با تدریس مدیریت در دانشگاه آزاد یزد و مصاحبت با دانشجویان، روزگار شیرینی را برای خود رقم زد.

تامین 24 /تولید را بسیار دوست داشت و این برایش بهترین انگیزه بود که پا به عرصه صنعت بگذارد و تولیدکننده سیم‌های لاکی پرکاربرد در الکتروموتورها شد. موفقیت در آن کسب‌وکار، از او صنعتگری مورداعتماد ساخت و به مسئولیت شورای مدیران صنعتی یزد انتخاب شد. البته هیچ‌کدام از اینها دلیل گفت‌وگوی ما با محمدرضا داد نیست. آنچه ما را وارد گفت‌وگو با او کرده، داستان هتل‌های زنجیره‌ای داد است.

 

داستان هتل داد

نرسیده به میدان مارکار، نفس‌های گاراژ باربری بزرگی در قلب شهر به شماره می‌افتاد. نودسال قدمت داشت اما غریب و متروک رها شده بود. محمدرضا داد به احیا، ساخت و مرمت آن پرداخت و هتلی زیبا از دل آن بیرون کشید تا به سهم خودش، چراغ گردشگری را در شب‌های کویری یزد پرفروغ کند. مجموعه داد، از معدود مجموعه‌های گردشگری چهارستاره یزد است. آنچه آن را متمایز می‌کند، ظاهر زیبای سنتی و معماری بومی آن است؛ ظاهری که سازنده‌اش آن را کلاسیک می‌نامد؛ به این معنا که بافت معماری اصیل یزدی در ساخت بنا، به خوبی حفظ شده است. او می‌گوید که چه اتفاقی پایش را به بازار خدمات توریسم باز و او را هتلداری خوشحال کرد. «در سال 1379، دولت افزایش توریست در کشور را با جدیت دنبال می‌کرد. در این زمینه استاندار وقت، معاونانش و دیگر مسئولان استانی یزد جلساتی داشتند و مکان‌هایی را برای ساخت هتل شناسایی کرده بودند؛ از جمله آنها ملک پدری ما بود که در گذشته گاراژ باربری بوده است. ساختمانی با 90 سال سابقه که حدود  سه‌هزارمتر وسعت داشت. ما در مراحل مرمت و بازسازی آن، اصالت معماری و فرم را حفظ کردیم و همچنین ده‌هزارمتر دیگر به آن افزودیم تا به شکل کنونی هتل رسید و اکنون تمام مشخصات و امکانات یک هتل چهارستاره را داراست.» ‌هتل داد، در سال 1386 آغاز به کار کرد و درحال حاضر، قریب به هشتاد نفر به‌طور مستقیم در آن اشتغال دارند. در سال‌های اخیر، تغییر خانه‌های قدیمی یزد به مراکز اقامتی، رونق گرفته است. خانه‌هایی که اکنون فضای صمیمی و دلنشینی دارند و حال‌وهوای زندگی بی‌آلایش مردمان کویر در آنها جاری‌ست ولی فاقد خدمات کامل هتلی هستند و درواقع وجه  بوم‌گردی آنها پررنگ‌تر است. در مقابل، معدود هتل‌هایی هستند که ظاهری مدرن و مجلل دارند و امکانات جانبی -همچون رستوران، استخر و... - را برای رفاه حال مسافران فراهم کرده‌اند اما در آنها از حال و هوای کوچه‌های قهر و آشتی، خشت و گل و رنگ و لعاب سنتی یزد خبری نیست.

 

هتلی با معماری اصیل

هتل داد، با ظرافت مرموزی این دو ویژگی را در هم آمیخته است. داد می‌گوید: «هتل ما سنتی نیست، یک هتل کلاسیک با معماری اصیل یزدی است، حتی در و پنجره‌های قدیمی، با همان حالت اولیه حفظ شده‌اند. اتاق‌ها همان حجره‌های قدیمی است، ولی وسط حیاط را گودبرداری کردیم و رستوران، پارکینگ و سایر امکانات جانبی را با استانداردهای هتل چهارستاره بنا کردیم. اما حفظ معماری قدیم آن، همیشه در اولویت ما بوده است.»

 

روزهای سخت داد

روزهای سخت زود از راه رسیدند. پس از افتتاح و در یکی‌دو سال اول، معرفی هتل در دستورکار اصلی مدیران و کارکنان بود تا با شناخت مجموعه، توجه بازار به سمت هتل «داد» معطوف شود. «داد» هر روز بیشتر از قبل جایگاه خود را در میان گردشگران، راهنمایان تور و مدیران آژانس‌های مسافرتی پیدا می‌کرد. درست در همین روزهای شکوفایی بود که دولت دهم آغاز به کار کرد و شرایط سیاسی خاصی در کشور پدید آمد؛ به‌خصوص شعله تحریم‌ها دامن بنگاه‌های خدمات توریست را گرفت.

«بحران بزرگی بود، بالای نوددرصد تورهای توریستی که قرار بود به ایران بیایند، کنسل شدند. ضریب اشغال ما بسیار پایین آمد و ما با بحران مالی بزرگی روبه‌رو و مجبور شدیم با بانک‌ها و مقامات استان مذاکره کنیم، البته قبل از اینکه مشکل بخواهد به سمت ما بیاید ، سعی کردم من به سمتش بروم. نمی‌خواستم اقساط عقب بیفتند. آنقدر گفت‌وگو کردیم تا وام‌ها اصطلاحا استمهال شد؛ یعنی پرداخت آنها را به عقب انداختم. در نتیجه توانستم بحرانی را که ممکن بود سرمان آوار شود، با حمایت مسئولان و همکاری دوستان مرتفع کنم. البته از سال 92 به وضعیت قابل‌قبولی رسیدیم و ضریب اشغال هتل بالا رفت. به عنوان نمونه در سال 91 مجموع گردشگران بازدیدکننده از یزد، دوازده‌هزارنفر بوده‌اند اما در سال95، این رقم به صد و سیزده هزار نفر رسید؛ یعنی بیش از ده‌برابر افزایش، تنها در عرض سه سال.»

 

فرهنگ‌سازی برای جلب توریست

محمدرضا داد، البته رئیس کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی استان یزد نیز هست و به همین خاطر، به صحبت درباره مسائل کلی صنعت گردشگری علاقه‌مند بود. «طبق آمارهای جهانی، تعداد گردشگران دنیا در سال2014، یک‌میلیارد و دویست میلیون نفر، با گردش مالی هزار و سیصد میلیارد دلار بود. ترکیه حدود 37 میلیون نفر توریست دارد، شهر استانبول به تنهایی سالانه حدود 16 میلیون نفر بازدیدکننده دارد. درآمد گردشگری کشور اسپانیا، بیش از پول فروش نفت در کشور ماست. ایران با همه جایگاه ویژه‌اش، در سال کمتر از 5 میلیون توریست ورودی دارد .من  فکر می‌کنم در مقایسه با دیگر کشورها ما باید چندین برابر بازدیدکننده خارجی داشته باشیم.» کارشناسان صنعت توریسم، تبلیغات مناسب برای مردم دنیا،  افزایش زیرساخت‌ها، حمایت همه‌جانبه دستگاه‌های دولتی و عوامل متعدد دیگری را برای افزایش گردشگر موثر می‌دانند، اما داد روی مسئله فرهنگ تاکید زیادی دارد. «باید برای فرهنگ‌سازی تلاش کنیم. باید فرهنگ گردشگرپذیری برای مردم و هم برای مسئولان کشور تقویت شود. رهبری هم فرمودند که گردشگری، معیار توسعه باشد. هم‌اکنون بخشی از حاکمیت به دلیل درآمد سرشار و اشتغال‌زایی این صنعت، تاکید بر افزایش توریست‌ها دارند. اما عده‌ای هم به آن مشکوک هستند؛ به همین خاطر به نظر می‌رسد اجماع کلی در میان تصمیم‌گیران به‌دست نیامده؛ درحالی‌که توریست‌هایی که به ایران آمده‌اند، پس از مشاهده امنیت این سرزمین و زیبایی‌های کشورمان، مبلغان خوبی برای کشورهای محل سکونت‌شان بوده‌اند.»

 

امید به زندگی

داد، همیشه به زندگی امیدوار بوده است. از برگشت خود به ایران در ایام جوانی خرسند و از فعالیت‌های صنعتی خود راضی است و می‌گوید که هیچ‌گاه از هتلداری، دلسرد و خسته نشده‌ام. او بسیار به آینده خوشبین است و موفقیت خود و هتل را در چارچوب کلی توسعه صنعت گردشگری می‌داند.  «آینده بسیار روشن است، گردشگری با تولید اشتغال، ارزآوری، نیاز کم به آب -که برای استان‌هایی چون یزد بسیار مهم است- و سازگار با محیط‌زیست بسیار پررونق خواهد شد و با این روند، کسب‌وکار ما نیز موفق خواهد بود؛ البته بخش‌هایی هم هست که به آنها توجه نشده، به عنوان مثال توریست سلامت در یزد بسیار جای اقبال و شکوفایی دارد.» کارآفرینی، هنر عملی‌کردن ایده و خلاقیت، یا روش‌هایی برای بازی با پول و افزایش سرمایه است؟ درواقع برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار موفق، ایده و خلاقیت مهم‌تر است یا داشتن سرمایه و امکانات مالی؟ «حتما هر دو مورد مهم است؛ اما ایده و خلاقیت، جلوتر از سرمایه مالی قرار می‌گیرد. اگر خلاقیت و ایده خوب داشته باشیم، می‌توانیم سرمایه‌گذار و پول را به سمت خودمان جذب کنیم. اگر سرمایه‌ای فاقد ایده باشد، به جای ورود به چرخه تولید و کارآفرینی، ممکن است به دلالی و معامله‌گری در بازار بیفتد.»

محمدرضا داد، متولد 1332 یزد است. اما دلی جوان دارد و در طول گفت‌وگو، بسیار از اعتماد به جوانان و کمک‌گرفتن از آنان می‌گوید. از همه می‌خواهد که به جوانان بها بدهند و از جوانان هم می‌خواهد که غر نزنند و بدبینی را کنار بگذارند.  «باید به جوانان احترام گذاشت، تحصیلات و دانش ما به‌روز نیست. جوانان به ما کمک می‌کنند تا ما با دنیا جلو برویم و به‌روز شویم، دنیای امروز عوض شده است. اما جوانانی که می‌خواهند کارآفرین باشند، نباید در خانه بمانند،  نباید گفت نمی‌گذارند و نق زد. باید آستین‌ها را بالا بزنند. با کوشش و همت، کم‌کم مسیر باز خواهد شد از همه مهم‌تر این است که قدری خوشبین باشیم، جوانان باید بدبینی را کنار بگذارند.»

 

منبع:هفته نامه آتیه نو/ رضا واعظی‌زاده

 


ارسال نظر

captcha