انقلاب فکری کوربین

جرمی کوربین توانسته است به بیش از سه دهه هژمونی سیاست نئولیبرال در انگلستان پایان دهد.

سباستین پین .تحلیلگر اقتصاد سیاسی

تامین 24 /امروز اکثر جوانان، دانشجویان و کارگران مشتاقانه در انتظار شرکت در سخنرانی های جدید او هستند. او توانست اسطوره خصوصی سازی را در انگلستان در هم بشکند و بعد از سال‌ها از بازپس گیری صنایع از بخش خصوصی و ملی سازی دوباره صنایع این کشور به عنوان راه نجات اقتصاد و بازیابی رفاه در این کشور، حرف بزند. در تحلیل زیر، سباستین پین به بنیان‌های سیاسی و اجتماعی انقلاب فکری کوربین در انگلستان می‌پردازد:

امروز اکثر جوانان، دانشجویان و کارگران مشتاقانه در انتظار شرکت در سخنرانی های جدید او هستند. او توانست اسطوره خصوصی سازی را در انگلستان در هم بشکند و بعد از سال‌ها از بازپس گیری صنایع از بخش خصوصی و ملی سازی دوباره صنایع این کشور به عنوان راه نجات اقتصاد و بازیابی رفاه در این کشور، حرف بزند. در تحلیل زیر، سباستین پین به بنیان‌های سیاسی و اجتماعی انقلاب فکری کوربین در انگلستان می‌پردازد:

برای نخستین‌بار در چهار دهه اخیر، یک انقلاب فکری در سیاست بریتانیا در حال وقوع است. اکنون، برخلاف سپیده‌دمان تاچریسم در نیمه دهه 70، این حقیقت دارد که خطرات پشت سر نهاده شده‌اند. ایده‌های رادیکال چپ سرسخت که تصور می‌شد دیگر از مدافتاده و نامربوط است، اکنون خوشایند غالب افراد است. ستایش بخیلانه از سخنرانی جرمی کوربین در کنفرانس این هفته حزب کارگر که یکی از بهترین سخنرانی‌های او تا امروز است، نشان می‌دهد به رغم آنکه سیاست کوربین ثابت قدم و استوار مانده اما این کشور به‌ طور ناگهانی به رادیکالیسم او علاقه‌مند است. کوربین این موضع بحث را در جذاب‌ترین بخش سخنرانی‌اش مطرح کرد و توضیح داد که چرا «ما هم‌اکنون جریان غالب سیاسی هستیم» و اینکه کوربینیسم، «کانون واقعی» سیاست امروز بریتانیاست.

او گفت: «امروز دیگر مطمئنا مرکز زمین آنجایی نیست که 20 یا 30سال پیش بود. زمانی که مردم در پی یافتن صدایی سیاسی برای امیدهایشان، برای چیزی متفاوت و بهتر رفتند، توافقی نو از دل سقوط اقتصادی عظیم و سال‌ها ریاضت ظهور کرد. سال 2017 ممکن است همان سالی باشد که سرانجام به خاطر سقوط سال 2008، سیاست به آن رسید». سخت است که با این جملات کوربین موافق نباشیم. مرکزگرایان حزب کارگر شاید برنامه سیاستی او را تقبیح کنند و تاریخ شاید نشان دهد که راه حل‌های کوربین غلط هستند اما ترزا می با تحلیل او موافق است.

در سخنرانی روز پنج‌شنبه به مناسبت جشن بیست سالگی استقلال بانک مرکزی انگلستان، خانم نخست‌وزیر از «ارزش بیکران و پتانسیل یک اقتصاد بازار آزاد نوآورانه و باز» دفاع کرد، اما همچنین تصدیق کرد که نظام موجود برای همگان کار نمی‌کند: «کسانی از ما که معتقدند منافع مردم بریتانیا از طریق اقتصاد بازار آزاد موفق و باز، به بهترین شکل تامین شده، لازم است در خصوص جاهایی که در حال حاضر این نظام کار نمی‌کند یا خدمتی به مردم کارگر معمولی امروزین ارائه نمی‌دهد، صادق و روراست باشند.» این بیان خانم «می» تلاشی است برای گسست از ایده‌های توری (محافظه‌کاران) در دهه‌های گذشته. برای اینکه بدانیم چگونه به اینجا رسیدیم، دو نقطه عطف وجود دارد که شایان توجه است.

نقطه عطف نخست، پاسخ محافظه‌کاران به تصمیم گوردون براون برای ملی‌سازی بانک تورثرن راک (Northern Rock) در سال 2008 بود. پس از این اتفاق، جرج آزبرن رئیس خزانه‌داری انگلستان در سال 2008 گفت: «ما به ملی‌سازی برنمی‌گردیم. به گوردون براون اجازه نمی‌دهیم این کشور را به دهه 70 برگرداند.» با این حال، تاریخ ثابت کرد که آقای آزبرن اشتباه کرده است: هیچ بدیل واقعگرایی برای اینکه به خزانه‌داری اجازه داد با بانک مرکزی مرتبط ودرگیر شود، وجود ندارد. چسبیدن به ایده جزمی ملیسازی در تقابل با خصوصی‌سازی، به حکم زمان منسوخ شده است. نقطه عطف دوم، انتخابات سراسری سال 2015 بود. محافظه‌کاران این انتخابات را با اکثریتی ضعیف بردند اما به زبان سیاستگذاری، حزب کارگر اد میلیبند، پیروز بازی بود. سیاست‌های میلیبند درباره تحت پوشش قراردادن هزینه‌های انرژی و دستمزد معیشتی سراسری در ابتدا خنده‌دار بود اما بعدها توسط توری ها پذیرفته شد؛ همانگونه که سخنان او درباره خطرات سرمایه‌داری افسارگسیخته نیز مقبول شد.

میلیبند انتخابات را باخت اما نبرد ایده‌ها را برد. غیرممکن است بگوییم این ایده‌های انقلابی به کدام سمت و سو خواهند رفت و کدام سیاستمداران آن را به صحنه قدرت خواهند آورد. اما به نظر می‌رسد محافظه‌کاران به طور روزافزون، در طرف بازنده تاریخ قرار دارند: ناتوان از بقا در دولت و فاقد شوروشوق در طرح ایده‌ها و چهره های نو برای شکست دادن حزب کارگر. همانطور که دامین گرین، معاون غیررسمی نخست‌وزیر می‌گوید سوال این است که آیا لحظه حال حاضر، سال 1974 است یا سال1979. اگر لحظه اولی باشد، محافظه‌کاران با یک عمل جراحی از طرف چپ‌ها از میان برداشته خواهند شد. اگر زمان دومی باشد، انقلاب خفه خواهد شد.

روح این زمانه نو از طریق منشورهای سنتی چپ و راست، قابل فهم نیست. توری‌ها زمانی که برای سازماندهی دوباره و اصلاح در تقلایند، باید این را به خاطر داشته باشند.

منبع: ماهانه قلمرو رفاه


ارسال نظر

captcha