یادداشتی از حسام نیکوپور

گفت‌وگوی اجتماعی، پیش‌شرط نجات صندوق‌ها

شاخص‌ها نشان می‌دهند که فرهنگ بیمه‌ای مردم در چند سال گذشته بیشتر شده و این مرهون رسانه‌های تخصصی این حوزه است.

حسام نیکوپور

معاون پژوهشی موسسه عالی پژوهش تامین‌اجتماعی

تامین 24 / دیدگاه‌های مختلفی در این باره وجود دارد که آیا صندوق‌های بیمه‌ای در ایران با بحران روبه‌رو هستند یا خیر؟ یا اینکه این بحران از چه نوعی است. یک صندوق بیمه‌ای اصولا با چهار سوال روبه‌رو است. اول باید بگوید کدام جمعیت هدف را پوشش می‌دهد، دوم پاسخی برای این داشته باشد که آیا مزایای کافی به آنها می‌دهد یا خیر سوم استمرار مزایا ملاک است که آیا صندوق، پایداری منابع دارد که تعهدات بین‌النسلی را انجام دهد و چهارم هم ساختار بررسی استحقاق مزایا است. در هر کدام از این موضوعات ما یک سری مسائل و مشکلات داریم و مجموع اینها مشکل و چالش صندوق‌های بازنشستگی را به‌وجود آورده است. در حوزه پوشش بیمه‌ای بحث بر سر این است که آیا کشور ایران با 7درصد جمعیت سالمند با بحران صندوق‌ها ناشی از سالمندی جمعیت، روبه‌رو است؟ کشوری که 71درصد جمعیت آن در سن کار تعریف می‌شوند، با بحران سالمندی روبه‌رو نیست و این علامت سوال بزرگی است که در این شرایط چگونه به‌واسطه پیری جمعیت، صندوق‌های بیمه‌ای با مشکل مواجه شده‌اند. درحال‌حاضر 77درصد از جمعیت 22میلیونی شاغلان کشور، زیرپوشش بیمه‌های اجتماعی هستند و 23درصد باقی‌مانده که 6میلیون‌نفر برآورد می‌‌شوند، بیمه نیستند. یعنی ما باید جواب بدهیم که چرا اینها بیمه نیستند. شاغلان معمولا به دو دسته مزد و حقوق‌بگیر و غیرمزد و حقوق‌بگیر، تقسیم می‌شوند. مزد و حقوق‌بگیران، جمعیت هدف بیمه‌های اجتماعی هستند که 98درصد آنها تحت‌پوشش بیمه‌ها هستند. عمده کسانی که پوشش بیمه‌ای ندارند، غیرمزد و حقوق‌بگیر (کارفرمایان، کارکنان مستقل و مشاغل خانگی) هستند. وقتی که اقتصاد نتواند اشتغالزایی کند و تولید را به حرکت درآورد، در نتیجه سهم غیرمزد و حقوق‌بگیران زیاد می‌شود. 45درصد جمعیت در سن اشتغال کشور غیرمزد و حقوق‌بگیر هستند و احتمال شاغل‌شدن آنها پائین آمده است. برای اولین‌بار در عمر 65ساله بیمه‌های اجتماعی کشور و در سال 95، تعداد بیمه‌شدگان کاهش یافت و این درحالی است که به‌طورمیانگین، سالیانه 5درصد رشد تعداد بیمه‌شدگان ثبت می‌شد که این کاهش زنگ خطر بزرگی است. البته این کاهش ناچیز و در حد 13 هزار نفر بود با این‌حال نگران‌کننده است. بحران پوشش بیمه‌ای مشکل وضعیت اقتصادی، بازار کار و تغییر ترکیب بیمه‌شدگان و شاغلان است. ریشه دیگر بحران صندوق‌ها در کفایت مزایاست. حدود 54درصد هزینه خانوار شهری با مستمری بازنشستگی پوشش داده می‌شود. مهمترین علت پائین‌بودن کفایت مزایا این است که سطح دستمزدها پائین است. سهم نیروی کار در ارزش‌افزوده به‌ویژه در یک دهه گذشته، مدام کاهش یافته است. به‌طورکلی 25 درصد ارزش‌افزوده‌ای که ایجاد می‌شود به نیروی کار تعلق می‌گیرد و مابقی، به دیگر عوامل تولید اختصاص می‌یابد. این درحالی است که در اکثر کشورها تا 70درصد ارزش‌افزوده به نیروی انسانی تعلق می‌گیرد. این نشان می‌دهد که سطح دستمزدها در ایران، بسیار نازل است. 

اما نرخ رشد دستمزدها بسیار بالاست و وقتی که در اقتصادی چنین وضعی حاکم باشد، فرار بیمه‌ای افزایش می‌یابد و پایه کسور بیمه‌ای سطح پائینی دارد.

نکته دیگر این است که هرچه جلوتر می‌رویم، سهم کسانی که بیمه‌پردازان حداقلی هستند، رو به افزایش است. درحال‌حاضر 40درصد بیمه‌شده‌های فعلی حداقل دستمزد را می‌پردازند و همین عامل، منجر به کم‌بودن مستمری‌ها و کفایت می‌شود. به عبارت دیگر، یکی از بحران‌های صندوق‌ها تعریف‌نشدن درست دستمزدهاست. 

مسئله دیگر این است که 65درصد مستمری‌بگیران تامین‌اجتماعی بازنشسته و مابقی از کارافتاده و بازمانده هستند که گروه اخیر، حداقل‌ها را دریافت می‌کنند. به عبارتی دیگر، سیستم دچار ناکارآمدی است که روزبه‌روز سهم از کارافتاده‌ها و بازمانده‌ها زیاد می‌شود. حال سوال این است که آیا صندوق‌ها با وضع کنونی، قادر به ادامه خدمت‌رسانی هستند؟ از آن طرف هم 26درصد مستمری‌بگیران تامین‌اجتماعی، بازنشسته پیش ازموعد هستند که به معنای 6سال ارفاق بیمه‌پردازی است. این مسئله موجب پائین‌آمدن پایداری مالی صندوق تامین‌اجتماعی شده و برخی سیاست‌ها مانند طرح تحول سلامت که هزینه‌های زیادی را بر دوش این صندوق گذاشته، ناپایداری را تشدید کرده است. فراموش نکنیم که سازمان تامین‌اجتماعی که 80درصد بازار بیمه‌های کشور را در اختیار دارد، نقش مهمی در طرح تحول نظام سلامت ایفا کرده است. 

سازمان تامین‌اجتماعی، بزرگ‌ترین سازمان اجتماعی کشور است که مردم با مشارکت در آن ریسک‌های خود را پوشش می‌دهند اما دولت‌ها این اجازه را به خود می‌دهند که طرح‌های خود را به پشتوانه منابع مردم عملیاتی و صندوق‌ها را با کسری نقدینگی روبه‌رو کنند. درست است که صندوق از نظر تعهدی، کسری ندارد اما درحال‌حاضر، مسئله عمده کسری نقدینگی است که چند راه برای جبران آن وجود دارد. یا باید مطالبات از دولت وصول شود یا از سرمایه‌گذاری‌ها استفاده یا دارایی‌ها فروخته و یا استقراض شود که البته ساده‌ترین راه‌حل است. در عمل انتخاب صندوق تامین‌اجتماعی، استقراض بوده است. در کنار همه اینها تشکل‌های کارگری و کارفرمایی نیز امکان حضور و مشارکت منسجم در تصمیمات مربوط به صندوق‌ها را نداشته‌اند. در نتیجه نمی‌توان انتظار داشت که به رفع چالش‌ها کمک شود. بحث دیگر نظارت و کارآمدی در سازمان تامین‌اجتماعی است. هم‌اکنون به ازای دریافت هر 100هزارتومان حق‌بیمه، 7هزارتومان هزینه می‌شود. استاندارد جهانی این هزینه 3هزارتومان است. یعنی باید 3درصد درآمد حق‌بیمه را صرف هزینه اداره صندوق بیمه‌ای شود اما این رقم هم‌اکنون 7درصد شده است. دلیل این مسئله این است که 90درصد کارگاه‌های کشور، کمتر از 10نفر کارگر دارند. کارگاه‌ کوچک، یعنی هزینه بیشتر برای دریافت حق بیمه. کل کارگاه‌های دارای بیش از 500نفر کارگر در اقتصاد ایران به 400واحد هم نمی‌رسد. بنابراین اگر وضع اقتصاد درست نشود و قوانین و مقررات متناسب با تحولات بازار کار تغییر نیابند، ورود زنان به بازار کار تسهیل نشود و روی کارآمدی اداره طرح‌های بازنشستگی و خدمات جدید فکر نکنیم، نمی‌توانیم مشکل را حل کنیم. قائل به این نیستم که از لفظ بحران برای وضع کنونی صندوق‌ها استفاده کنم، اما معتقدم باید به اصلاحات روی آورد. میانگین سن بازنشستگی در صندوق تامین‌اجتماعی 22سال است و اگر بخواهیم برای رفع چهار چالش پیش‌گفته، اصلاحاتی انجام دهیم، رسانه‌ها نقش مهمی دارند. هیچ کشوری در دنیا نیست که بدون گفت‌وگوی اجتماعی در اعمال اصلاحات در صندوق‌ها موفق بوده باشد. باید با تشکل‌ها و ذی‌نفعان بر سر اعمال اصلاحات به توافق رسید. نوع اصلاحات درجه اهمیت چندانی ندارد بلکه آنچه مهم است چگونگی رساندن ذی‌نفعان به ضرورت اصلاح است. کشورهایی که به اصلاحات روی آورده‌اند، ابتدا افکار عمومی خود را آماده کرده‌اند، فرهنگ‌سازی کرده‌اند و در عرصه عمومی از این گفته‌اند که چرا لازم است حق بیمه‌ها، سال‌های بیمه‌پردازی، بازنشستگی و... افزایش یابد. اصلاحات قرار نیست در کوتاه‌مدت انجام شوند، بلکه فرآیندی طولانی است که لازمه آن سرمایه‌گذاری روی جامعه هدف است. 

شاخص‌ها نشان می‌دهند که فرهنگ بیمه‌ای مردم در چند سال گذشته بیشتر شده و این مرهون رسانه‌های تخصصی این حوزه است. مثلا چگالی پرداخت از 7ماه در یک‌دهه پیش، به 5/9ماه رسیده که حاکی از نقش غیرقابل‌انکار رسانه‌هاست. ضمن اینکه جمعیت شاغل و جویای کار، علاوه بر صندوق بیمه‌ای، به ابزار آموزش نیاز دارند که وظیفه رسانه‌هاست. بنابراین اگر می‌خواهیم روندهای کنونی را تغییر دهیم، باید بهای بیشتری به رسانه‌ها بدهیم و آنها را به یاری فراخوانیم.‌

 

منبع: هفته نامه آتیه نو


ارسال نظر

captcha