یادداشتی از کامبیز لعل

اتوبان یک‌طرفه انتظارات از تامین‌اجتماعی

لازم است مخاطبان تامین‌اجتماعی دسته‌بندی شوند و به هر یک پیام خاصی منتقل شود. رسانه‌های حوزه رفاه و تامین‌اجتماعی در هر دو بعد کمی و کیفی، نیاز به تقویت جدی دارند.

کامبیز لعل

پژوهشگر و صاحب‌نظر در حوزه بیمه‌های اجتماعی و درمانی

تامین 24 / یکی از آسیب‌های جدی گفتمان تامین‌اجتماعی، مهجورماندن این گفتمان در عرصه‌های سیاست‌گذاری، قانون‌گذاری و اجرایی است و گرچه رسانه‌های حوزه رفاه و تامین‌اجتماعی در تبیین این گفتمان، تلاش‌هایی کرده‌اند اما با گفتمان رقیب، فاصله زیادی وجود دارد. یکی از حوزه‌هایی که می‌شود آثار این اجحاف را دید، طرح تحول نظام سلامت است. تصور کنید دولت، به‌عنوان برگ برنده فعالیت‌های خود، طرحی عظیم را در جغرافیای کل کشور اجرا کند که پیامدهای عظیم اقتصادی و اجتماعی دارد. شاید اگر رسانه‌های مبتنی بر گفتمان رفاه و تامین‌اجتماعی بیشتر بودند و این عرصه مهجور نبود، می‌توانستیم این سوال را بهتر طرح کنیم که چه مستنداتی برای اجرای طرح تحول نظام سلامت با چنین شیوه‌ای در دست بوده است؟ تاکنون هیچ گزارشی از آسیب‌شناسی نظام سلامت تا قبل از سال 92 و ضرورت اجرای طرح برای رفع نقاط ضعف این نظام انجام نشده است. به اعتقاد بسیاری، یکی از ابرچالش‌های کشور طرح تحول نظام سلامت است که به آن پرداخته نمی‌شود. هنوز هم هیچ گزارش کارشناسی از منابع مالی این طرح تهیه نشده و کسی نپرسیده این طرح قرار است تا چه میزان منابع مالی کشور را به خود اختصاص دهد. یک طرح دولتی آیا باید عمدتا از جیب کارگران و کارمندان تامین مالی شود؟. سازمان‌های بیمه‌گر در کمال مظلومیت و با کمال صداقت و بدون هیچ‌ پیش‌شرطی همکاری در این طرح را تقبل کرده‌اند اما در عوض گفته می‌شود بیمه‌ها سهل‌انگاری می‌کنند. این مثال و هجمه‌ای که علیه بیمه‌ها در طرح تحول سلامت صورت گرفته، علاوه بر اینکه ناعادلانه و غیرمنصفانه بوده، مثال بارزی از مهجورماندن گفتمان رفاه و تامین‌اجتماعی است. گفتمان رفاه، به معنای عدالت و توزیع برابر است. در این هجمه‌ها کسی نمی‌گوید دستمزدها باید واقعی باشد، هیچ کسی نمی‌گوید کارگران باید حقوق و مزایای کافی دریافت کنند. در این شرایط صندوق‌ها دچار مشکل شده‌اند و هیچ‌کسی هم سوال نمی‌کند که چه کسی بزرگترین بدهکار صندوق تامین‌اجتماعی است. نهاد دولت باید بداند که بزرگترین بدهکار صندوق تامین‌اجتماعی است. بحران امروز حوزه تامین‌اجتماعی، ناشی از بی‌توجهی نهاد دولت به تامین‌اجتماعی و غریبگی حوزه‌های بالادستی با این گفتمان است. هیچ کسی نمی‌گوید پیامد تاخیر دولت در بازپرداخت بدهی‌های خود به تامین‌اجتماعی، درخطر قرارگرفتن زندگی میلیون‌ها شهروند زیرپوشش این نهاد است و در مقابل برخی بیمارستان‌های دولتی حتی از عدم پذیرش بیماران تامین‌اجتماعی هم سخن گفته‌اند! در شرایط کنونی، نیاز است صورت‌بندی درستی از مشکلات صندوق‌ها داشته باشیم. در آن صورت، خط و خطوط پیام‌ها به صورت واضح‌تر مشخص خواهد شد. لازم است تاکید کنم تامین‌اجتماعی به لحاظ مفهومی و کارکردی، بحران ندارد اما چالش اصلی در نقدینگی است که از عرصه اقتصاد کلان و حوزه‌هایی مانند اشتغال، نظام بانکی و... به این سازمان سرایت کرده است. اینها پیام‌هایی است که رسانه‌ها باید منعکس کنند و اتفاقا دولت، اولین مخاطب این پیام‌هاست تا به درک درستی از گفتمان تامین‌اجتماعی برسد. باید از طریق رسانه‌ها این پیام به نهاد دولت داده شود که اتوبان یک‌طرفه به سمت تامین‌اجتماعی را تعطیل و بدهی‌های این سازمان را پرداخت کند. در مرحله بعد این پیام باید به دستگاه قانون‌گذاری کشور رسانده شود که طرح‌های اقتصادی و اجتماعی خود را با پیوست‌های رفاه و تامین‌اجتماعی همراه کنند. این باید تبدیل به مطالبه‌ای عمومی شود. همچنین باید این پیام ویژه به کارفرمایان داده شود که تامین‌اجتماعی با آنها دشمن نیست. فلسفه تامین‌اجتماعی این بوده که در کنار کارفرمایان قرار گیرد تا بحران‌های اجتماعی صنعتی‌شدن را کاهش دهد. این اتفاق در ایران به این دلیل که بحران‌های صنعتی‌شدن نداشته‌ایم، با درک درستی همراه نشده است. بنابراین لازم است مخاطبان تامین‌اجتماعی دسته‌بندی شوند و به هر یک پیام خاصی منتقل شود. رسانه‌های حوزه رفاه و تامین‌اجتماعی در هر دو بعد کمی و کیفی، نیاز به تقویت جدی دارند.

 

منبع: هفته نامه آتیه نو


ارسال نظر

captcha