گفتاری از فرشاد مومنی

مدارای نجیبانه مردم با فقر

مسئله فقر در ایران، می‌تواند از سه‌زاویه ملاحظات سطح توسعه، کلان و خرد، مورد بررسی قرار بگیرد و ذخیره دانایی وسیعی در این زمینه وجود دارد. گفته می‌شود موضوع محوری مطالعات توسعه و معیار اصلی تمایز عملکردها میان کشورهای درحال‌توسعه و صنعتی، مسئله فقر است.

تامین 24 /علاوه بر ملاحظات عقیدتی که در کشور ما راجع‌به فقر وجود دارد، از منظر هنجار یا ناهنجاری اجتماعی نیز مطالعاتی انجام شده که عنصر مرکزی و محوری در همه آنها، ناهنجاری‌های اجتماعی در یک درهم‌تنیدگی و هم‌راستایی فوق‌العاده‌ با فقر است. طبیعتا مسئله فقر، مانند هر مسئله مهم و سرنوشت‌سازی، برای اینکه به‌شیوه علمی فهمیده، سنجیده و اندازه‌گیری شود، نیازمند این است که هم در زمینه مفهوم و هم در پایه نظری تببین شود. اهمیت مسئله اخیر، از یک‌طرف به‌این‌خاطر است که در یک اقتصاد سیاسی رانتی که امور ظاهری از امور واقعی، جدی‌تر گرفته می‌شوند، احتمال دست‌کاری در واقعیت وجود دارد و این وضع، درنهایت، نظام تصمیم‌گیری و تخصیص منابع را آسیب‌پذیر می‌کند.

یکی از کارکردهای نظام‌وار این نوع اقتصاد‌ها، بازتولید مرتب مناسبات مربوط به فقر و نابرابری‌ای است که باید با بلوغ و حساسیت زیاد، با مسائل سرنوشت‌ساز آن برخورد شود. در اقتصادهای رانتی، معمولا بین طرز معیشت متداول فرادستان و فرودستان، فاصله‌های سنگینی پدید می‌آید. زمانی که شکاف بین قدرتمندان و ثروتمندان با دیگر اقشار زیاد باشد، اساسا درک مقوله فقر برای بخش‌های بزرگی از ساختار قدرت، به‌صورت ملموس امکان‌پذیر نیست. با کمال تاسف و به‌دلایل گوناگون ساختاری و نهادی، گویی صاحبان برخی دیدگاه‌ها اصراری غیرعادی برای حساسیت‌زدایی از مسئله تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز فقر دارند. برای مثال، سال گذشته، یکی ازآنها در گزارشی عمومی حساسیت‌نداشتن موضوع فقر را با نگاهی به تولید و فروش خودرو توجیه کرده و گفته بود چون در سال 1394، خودروهای تولیدی بیشتری فروخته شده، پس می‌توان نتیجه گرفت که خانوارها از مرحله تامین حداقل نیازهای اولیه‌شان عبور کرده‌اند. گویی هدف از انتشار این گزارش آن بود که مقامات دولتی را نسبت به گستره و عمق فقر، غیرحساس کند. این خیلی غم‌انگیز است؛ چراکه افزایش فروش خودرو در آن سال، بیش از آنکه تابع تغییرات تقاضای خانوارها باشد، تابع تزریق دوپینگی چندهزارمیلیارد تومانی دولت بود. ضمن اینکه طبق گزارش‌های مرکز آمار، صرفه‌جویی خانوارهای شهری در ایران، به سطح صرفه‌جویی در مواد پروتئینی، لبنی و حتی برخی مواد نشاسته‌ای رسیده است. از منظر اقتصاد سیاسی ، این حالت را می‌توان به «مدارای نجیبانه مردم ایران با فقر» تعبیر کرد؛ اما برداشت صریح‌تر این است که وقتی خانوارها به چنین سطحی از صرفه‌جویی می‌رسند، یعنی کارد، به استخوان رسیده است.

حساسیت‌زدایی از نظام تصمیم‌گیری و دست‌کاری واقعیت‌ها، خطر بسیار بزرگی است که اگر دولت به شکل بایسته و مسئولانه‌ای درباره آن اقدام نکند، در معرض تکرار تجربه‌های تاریخی قرار می‌گیریم. شورش‌های شهری در سال‌های اولیه دهه 1370، نمونه‌ای کوچک از همین عوارض بود که تکرار آن، مثل یک زنگ‌خطر، بیخ گوش دولت فعلی نیز وجود دارد. در اقتصاد سیاسی، دو نحله عمده وجود دارد و  کارشناسان، درباره سیاست‌های دولت پیامدهای آنها صحبت می‌کنند. گروهی معتقدند «سیاست‌های تورم‌زا»، خشونت بیشتری علیه فقرا اعمال می‌کند و عده‌ای دیگر هم بر این باورند که «بیکاری»، عامل خشونت‌های بیشتر است. طی ربع قرن گذشته دراثر اجرای برنامه تعدیل ساختاری به‌صورت ترکیبی از همه عوارض فقرزای این برنامه متاثر شده‌ایم‌ و در معرض آسیب‌های جدی آن هستیم. در دودهه گذشته، رکود و تورم، کاملا به یکدیگر گره خورده‌اند. بنابراین در چنین شرایط خطیر و حساسی باید در سطح قاعده‌گذاری، دقت خیلی‌بیشتری صورت بگیرد و با هوشیاری و مشارکت فعال جامعه مدنی، اجازه فرصت‌طلبی به گروه‌های رانت‌جو و رباخوار داده نشود و دولت نیز نگاه خود را به موضوع فقر که نقشی تعیین‌کننده‌ در امنیت و توسعه ملی دارد، بدون سهل انگاری توسعه وتعمیق ببخشد.

«بخشی از سخنرانی استاد دانشگاه علامه، در نشست «فقر و فقرزدایی، نقد رویکردهای متعارف و اقدامات جاری»

 

منبع:هفته نامه آتیه نو


ارسال نظر

captcha