یادداشتی از احمدرضا نیک‌کار اصفهانی

سرمایه‌گذاری؛ نه‌بنگاهداری, راه رونق شستاست!

مسئله اشتغال در ایران مسئله‌ای فراگیر و نیازمند رویکردهای صحیح با تزریق فکر و دوری از رنگ و لعاب‌های سیاسی است.

تامین 24 /

احمدرضا نیک‌کار اصفهانی

مدیرعامل سابق شرکت سرمایه گذاری آتیه صبا

برای تولید شغل نباید از شرکت‌ها و بنگاه‌هایی مانند شستا و صندوق‌هایی شبیه به آن، توقع بالا داشت. آن‌طور که مراکز تحقیقاتی اقتصادی بررسی کرده‌اند؛ برای اینکه یک شغل پایدار تولید شود، باید مبلغی حدود500میلیون تومان هزینه شود. دولت و اساسا ساختار اقتصادی در ایران به‌نحوی است که توان پرداخت هزینه تولید شغل موردنیاز برای حدود چهار میلیون متقاضی کار را ندارد. متقاضیانی که ازقضا حالا تحصیلکرده هم هستند و هر شرایطی را برای اشتغال برنمی‌تابند و تنوع و سلیقه آنها باید به‌نوعی مدنظر قرار بگیرد. باید در بنگاه‌های اقتصادی با فراهم کردن بستر مدیریت تفکر و نه رانت و زمینه‌های فساد، فرصت ایجاد اشتغال در مجموعه‌های ورشکسته یا در آستانه توقف فعالیت را به‌وجود آورد. البته وظیفه شرکت‌های اقتصادی دولتی مانند شستا، بنگاهداری نیست؛ اما در شرایطی که کشور به ظرفیت‌هایی برای تولید و اشتغال نیاز دارد باید دولت، شرکت‌ها و بنگاه‌ها را از ورشکستگی نجات داده و بعد زمینه برای ورود بخش خصوصی واقعی را فراهم کند. تا زمانی که بخش خصوصی واقعی وارد عرصه اقتصاد کشور و همین‌طور سرمایه‌گذاری واقعی نشود، حال‌و‌روز اقتصاد و اشتغال کشور همین است.

 توقع از سازمان‌ها و وزارتخانه‌هایی مانند وزارت کار شاید ازیک‌طرف توقع درستی است و از‌یک‌طرف توقع سنگینی است. باید پذیرفت به‌خودی‌خود اشتغال به‌وجود نمی‌آید؛ اما وقتی نهادهای مولد برای ایجاد اشتغال و تولید نمی‌توانند در وضعیت باثباتی به‌لحاظ مدیریتی باشند، نباید توقع داشت این وضعیت سامان پیدا کند. سازمان‌هایی مانند تامین‌اجتماعی و شرکت‌های زیرمجموعه آن، ابتدا باید به فکر حفظ ارزش سرمایه بیمه‌شدگان خود باشند و در کنار این حفظ ارزش سرمایه، باید بتوانند در زمینه‌هایی مثل تولید و جذب سرمایه‌گذار و سپس ایجاد اشتغال عمل کنند. اما چنین وضعیتی جز با تزریق تفکر صحیح مدیریت در ساختار اقتصادی کشور به‌وجود نمی‌آید.

مهم‌ترین بحران اقتصاد ایران نبود مدیریت صحیح در عرصه‌هایی است که می‌تواند به تولید کمک کند. در‌صورتی‌که مدیریت در عرصه‌های بنگاه‌های اقتصادی باثبات باشد و همچنین از الگوهای پایدار در توسعه استفاده شود، بخش خصوصی و سرمایه‌گذار خارجی برای ورود به اقتصاد و درنهایت حفظ ارزش سرمایه و بهبود کیفیت آن وارد می‌شود. نبود ثبات مدیریت بلای جان بنگاه‌هایی است که نیاز به حفظ ارزش سرمایه دارند. البته همه شرایط متاثر از اقتصاد نفتی است و تا زمانی که جانشینی برای نفت در مدیریت اقتصاد کشور به‌وجود نیاید، نباید از صندوق‌ها و شرکت‌ها، توقع ایجاد فرصت‌های شغلی داشت؛ چراکه احیای این شرکت‌ها خود‌به‌خود خدمت بزرگی به دولت است ولی در شرایط فعلی بسیاری از شرکت‌ها توان سرپاایستادن را ندارند و این وضعیت شکننده نشان می‌دهد، برای ایجاد بستر پایدار اشتغال و تولید دولت باید راه‌های نرفته بسیاری را طی کند. بحث چابک‌سازی و کوچک‌شدن دولت مسئله حیاتی است. دولت نباید این‌قدر بزرگ باشد. 70درصد منابع درآمدی دولت صرف پرداخت حقوق کارمندان می‌شود و دراین‌مورد دولت باید خود را اصلاح کند و هزینه‌هایی را که صرف پرداخت‌های خود می‌کند را در بلند‌مدت متوقف کند. با آماده کردن زیرساخت‌ها در همه زمینه‌ها و واگذاری آنها به بخش خصوصی و سپس کنترل و نظارت دقیق روی فعالیت آنها است که می‌توان به آینده وضعیت اقتصادی کشور به‌خصوص در به‌وجودآوردن اشتغال پایدار، امیدوار بود.

 

منبع:هفته نامه آتیه نو


ارسال نظر

captcha