یادداشتی از مهدی پازوکی

ریشه‌های بحران اشتغال فارغ‌التحصیلان

تنها راه جلوگیری از بیکاری، افزایش سرمایه‌گذاری است.اگر سرمایه‌گذاری افزایش یابد، قطعا افزایش تولید ناخالص ملی و سپس، افزایش اشتغال و افزایش رفاه جامعه را شاهد خواهیم بود. اما چرا سرمایه‌گذاری در اقتصاد ایران شکل نمی‌گیرد؟ چون فضای کسب‌وکار مناسب نیست.

مهدی پازوکی 

عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی

تامین 24 /اما چرا سرمایه‌گذاری در اقتصاد ایران شکل نمی‌گیرد؟ چون فضای کسب‌وکار مناسب نیست. چرا فضای کسب‌وکار مناسب نیست؟ چون رقابت وجود ندارد؛ چون شفافیت وجود ندارد؛ به‌دلیل اینکه انحصار وجود دارد. باید رانت را از اقتصاد ایران بزداییم و شفافیت را به اقتصاد کشور، برگردانیم. این مسئله، به‌تنهایی در توان و قدرت یک قوه نیست. بلکه باید هر سه قوه و ارکان مختلف اجرایی کشور درمورد این مسئله به وحدت نظر رسیده و نسبت به پیشبرد آن، اهتمام بورزند. یکی از مهم‌ترین پیشبرنده‌های اقتصاد ایران به سمت اشتغالزایی مولد، افزایش سرمایه‌گذاری در حوزه گردشگری است. این مسئله باید به‌عنوان یک راهبرد اساسی در کشور ما پذیرفته شود و همگان به سمت انجام آن حرکت کنند.

وقتی سایر کشورهای منطقه با ظرفیت‌هایی بسیار پایین‌تر از ما، بخش عمده تولید ناخالص ملی خود را از طریق بخش توریسم، تامین می‌کنند، واضح است که ماهم به‌جای اتکای به نفت و صنایع نفتی که اتفاقا اشتغالزایی کمتری دارند، باید به سمت سرمایه‌گذاری در بخش گردشگری برویم. صنعت توریسم که ذیل بخش خدمات اقتصاد، فهرست می‌شود، یکی از اشتغالزاترین بخش‌های اقتصاد هر کشور است. جمعیتی که در دهه 60 به‌دنیا آمده‌اند، هم‌اکنون وارد بازار کار شده‌اند. بسیاری از آنان نیز در دانشگاه‌ها درحال تحصیل هستند و به‌زودی، به سمت بازار کار روانه می‌شوند و شغل می‌خواهند.

باید پاسخگوی آنها باشیم. باید به صراحت بگویم شعب متعدد و بی‌شمار دانشگاه‌ها، مخل نظام اقتصادی ایران شده است. مدرک‌گرایی باعث شده تا خانواده‌ها به هر شکلی شده، جوان خود را به دانشگاه‌ها بفرستند. آن جوان وارد شعب مختلف دانشگاهی می‌شود که کیفیت دانشگاه سطح یک کشور را ندارد. وقتی فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌هایی مانند صنعتی‌شریف، پلی‌تکنیک، علامه، خواجه نصیر و ... بعداز طی مسیر سخت پذیرفته‌شدن و سپس تحصیل در چنین دانشگاه‌هایی نمی‌توانند کار پیدا کنند، چه انتظاری داریم فارغ‌التحصیل کم‌تخصص ما از دانشگاه‌های با کیفیت علمی پایین بتواند شغلی بیابد.

معضل بسیار مهم کشورمان، مدرک‌گرایی است. همین است که دانشگاه‌های متعدد و بی‌شماری را می‌بینیم که قارچ‌گونه در سراسر کشور تاسیس می‌شوند. اما جالب است بدانید که مدرک دانشگاهی80‌درصد اعضای هیئت دولت بریتانیا، لیسانس است. اما در دولت‌های مختلف ایران، یکی از شرایط نانوشته، داشتن مدرک دکترا بوده است. آیا داشتن دکترا، ضامنِ توانایی فرد است؟ آیا اگر وزیری مدرک لیسانس داشته باشد، نمی‌تواند از مشاورین متخصص‌تر در حوزه کاری خود بهره ببرد؟ آن وزیر، باید فرد مدیری باشد، فارغ از اینکه مدرکش دکتراست یا کارشناسی ارشد یا کارشناسی. این مسئله در کشور ما به یک اپیدمی تبدیل شده است.

جوانان ما با شوق و ذوق، به دانشگاه می‌روند تا بتوانند به لحاظ اجتماعی، جایگاه بهتری پیدا کنند، اما وقتی از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شوند، با وجود داشتن مدرکی پرطمطراق، نمی‌توانند به راحتی شغل پیدا کنند. به نظرم یکی از راه‌های غلبه بر این معضل بزرگ، دورشدن از بحث مدرک‌گرایی است. ضمن اینکه بسیاری از فارغ‌التحصیلان ما، تخصص آنچنانی در دانشگاه فرا نگرفته‌اند و زمانی که با پیشنهاهایی در بازار کار روبرو می‌شوند، در عمل چیزی برای عرضه ندارند. این یکی از دلایلی است که عموم کارفرمایان را به استفاده از نیروی کمتر‌تحصیلکرده اما توانمند سوق می‌دهد.

منبع: هفته نامه آتیه نو


ارسال نظر

captcha