75درصد جویندگان کار، فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها هستند

چگونه بیکاری فارغ‌التحصیلان اَبَرچالش شد؟

نرخ بیکاری تابستان امسال، 7/11درصد اعلام شد. وقتی بدانیم نرخ بیکاری بهار امسال، 6/12درصد بوده، امیدوار می‌شویم که شیب بیکاری، نزولی است. اما این چیزی از نگرانی‌های کارشناسان، مسئولان، خانواده‌ها و خودِ بیکاران کشور کم نمی‌کند.

تامین 24 / واقعا با این‌همه بیکار چه باید کرد؟ شاید بهتر باشد یک سوال پیشینی‌تر مطرح کنیم، چه شد که اقتصاد ایران، این‌همه بیکار به‌خود دید؟ به‌نظر می‌رسد با پدیده خاصی روبه‌رو هستیم و آن «بیکاری تجمعی» است. بیکاری انباشته‌ای که هر سال، به‌سال بعد، حواله داده شده است. دولت‌ها یکی پس از دیگری آمده‌اند و هیچ‌کدام نتوانسته‌اند این نرخ را تک‌رقمی کنند. چیزی‌که به یک آرزو در اقتصاد ایران تبدیل شده است. حالا مسئله بیکاری به یک بحران تبدیل شده و بعداز حدود 12سال، گریبان دولت فعلی را گرفته. مدیران دستگاه‌های ذیربط به‌ویژه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با مسئله‌ای روبه‌رو شده‌اند که بیش از آنکه حاصل کار آن‌ها باشد ناشی از شرایط ویژه اقتصادی کشور در یک‌دهه گذشته و برخی نگرش‌ها و اقدامات‌ مدیران پیش‌از آن‌هاست. مدیرانی که در گذشته وقتی با جوانان بیکار، روبه‌رو شده بودند، راه‌حل را در فرستادن جوانان به دانشگاه‌ها دیدند و به‌خیال خود گفتند از این ستون به آن ستون فرج است و وقتی این جوانان فارغ‌التحصیل شدند، یک کاری برای‌شان خواهیم کرد! حالا همان جوانان با مدرک‌های عالیه‌ای در دست، پیش روی مدیران امروز اقتصاد ایران ایستاده‌اند و در یک کلام، «کار» می‌خواهند. فارغ‌التحصیلانی که بیکاری‌شان شاید سخت‌ترین چالش پیش‌روی دولت دوازدهم باشد.

پز عالی، جیب خالی

اردیبهشت‌ماه امسال، علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی اعلام کرد، تعداد بیکاران کشور در بهار سال جاری، سه میلیون و 200هزار نفر بوده است. او همان‌موقع از «بیکاری تلنباری» گفت. ربیعی گفته بود که یکی‌از‌دلایل نرخ بالای بیکاری، «تلنباری» در دوره‌های قبل بوده است. وزیر کار توضیح داده بود: «در طول سال‌ها، به نسبتِ تعداد افرادی که وارد بازار کار می‌شدند، شغل ایجاد نشده است.» او ادامه داده بود: «جمعیت امروز به تعداد بیکاران اضافه شده چرا که یک میلیون و 200 هزار نفر سالانه وارد بازار کار می‌شوند.» سال گذشته، موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی گزارشی ارائه کرد که از کلیدواژه «بیکاری تجمعی» در آن استفاده شده بود. آن گزارش تاکید می‌کرد در سال گذشته، 5/5میلیون فارغ‌التحصیل، پشت درهای بازار کار اقتصاد ایران، صف کشیده بودند. وزیر سابق علوم نیز از سهم 75درصدی فارغ‌التحصیلان دانشگاهی از آمار کلی افراد بیکارِ متقاضی ورود به بازار کار سخن گفته بود. محمد فرهادی گفته بود: «۹۰هزار دانشجو در مقطع دکتری در دانشگاه‌های کشور تحصیل می‌کنند و این‌در‌حالی است که همه نمی‌توانند که استاد دانشگاه شوند.» وزیر سابق علوم به دغدغه مهمی اشاره کرده و اعداد و ارقام  دیگری نیز داده بود: «۸۰۰هزار دانشجوی کارشناسی ارشد داریم که در سند برنامه چشم‌انداز توسعه بیان شده این رقم باید ۳۰درصد افزایش یابد.» دانشگاه‌های کشور، در تمام سال‌های گذشته، رویکردی مدرک‌سازانه به خود گرفته و جوانان را بدون برنامه مشخص مهارت‌آموزی وارد سیکل دانشگاهی کرده و در پایان آنها را با مدرک فوق‌لیسانس و دکترا، فارغ التحصیل می‌کنند. حال، این جوان با مدرکی عالیه، دیگر حاضر نیست تن به شغلی با پرستیژ اجتماعی ضعیف بدهد. ضمنا او حاضر نیست با هر حقوق و درآمدی مشغول به‌کار شود. این نکات، تنگناهای بازار کار در ایران را بیشتر نشان می‌دهد.

ضرورت اصلاح نگرش فارغ‌التحصیلان

ابوالحسن خلیلی، عضو اتاق بازرگانی تهران در این‌باره به آتیه‌‌نو می‌گوید: «سن ورود به کار را با  فرستادن جوانان به دانشگاه‌ها به تاخیر انداخته‌ایم. به طوری که جوان ما، 12 سال برای دیپلم، چهار سال برای کارشناسی، دو سال برای کارشناسی ارشد و چهار تا شش سال برای اخذ مدرک دکترای خود وقت می‌گذارد و تازه می‌خواهد بعد از این مدت زمان طولانی، به بازار کار بیاید.» او ادامه می‌‌دهد: «نکته اساسی‌تر، سیستم آموزشی دانشگاه‌هاست، زیرا اغلب دانشجو وقتی فارغ‌التحصیل می‌شود، چیزی در چنته ندارد و آموخته‌هایش، متناسب با بازار کار نیست.» این فعال حوزه صنعت معتقد است: «از 10 سال پیش که یارانه‌های نقدی به حساب خانوارها واریز شد، نوعی کرختی را موجب شده است، زیرا فرد می‌گوید وقتی می‌توانم مبلغی را بدون هیچ زحمتی دریافت کنم، چرا کار کنم.» خلیلی تأکید می‌کند اگرچه حالا مبلغ 45 هزار تومان، مبلغ قابل‌توجهی محسوب نمی‌شود ولی  تاثیر روانی خود را در فرهنگ کار گذاشته است. بازرس انجمن صنایع کشور به راهکارها نیز اشاره می‌کند: «نباید فقط از دولت توقع داشته باشیم تا به فکر اشتغال باشد، بلکه باید خود جوانان نیز به فکر حرفه‌آموزی و متخصص‌شدن باشند. علاوه بر این، جوانان باید سطح توقع خود را کاهش دهند، زیرا وقتی در ابتدای راه خود هستند نمی‌توانند دریافتی بالایی را توقع داشته باشند.»

پمپاژ فارغ‌التحصیل به بازار کار

یکی دیگر از بحران‌های فعلی چالش بیکاری در اقتصاد ایران، تعداد بی‌شمار واحدهای دانشگاهی مختلف است. فعالیت دانشگاه‌های غیرانتفاعی، پس از انقلاب اسلامی ایران، به‌مدت دو دهه متوقف شد، اما در کنار دانشگاه‌های دولتی، دانشگاه آزاد اسلامی پا به عرصه گذاشت. دانشگاهی که به همت جمعی از بزرگان انقلاب پا گرفت و کمک به پرورش متخصصین برای جوزه‌های مختلف اشتغال را هدف قرار داد. اما از دهه 70 به‌این‌سو، رویه این دانشگاه، به سمت توسعه همه‌جانبه سوق یافت. به‌طوری‌که در هر آبادی، یک واحد دانشگاه آزاد دیده می‌شود. تعداد بیش از 450واحد و مرکز این دانشگاه، باعث شده تا لقب بزرگ‌ترین دانشگاه سراسر دنیا را از آنِ خود کند. در ابتدای دهه 90، تعداد دانشجویان این دانشگاه بالغ‌بر یک میلیون و 570هزار نفر بود. این تعداد دانشجو سبب شده بود تا آن‌زمان، 30 هزار استاد، دانشیار، استادیار، مربی و مربی آموزشیار، در این دانشگاه مشغول به ‌کارِ تدریس به 5/1میلیون دانشجو شوند. تعدادِ شگفت انگیزِ فارغ‌التحصیلان دانشگاه آزاد باعث شده تا با پمپاژِ نیروهای در جست‌وجوی کار فارغ‌التحصیل فراوانی روبه‌رو باشیم که کاری برای آنان درنظر، گرفته نشده است. البته اینکه هیچ کاری برای این تعداد دانشجو درنظر گرفته نشده، اغراق‌آمیز است، اما انبوه بیکاران اقتصاد ایران نشان می‌دهد برای بخش وسیعی از آنان، شغلی پیش‌بینی نشده است. این فقط دانشگاه آزاد نبوده که در ایجاد بحران، نقش داشته. بلکه در میانه‌های دهه 80، دانشگاه پیام‌نور با اهداف خاص، توسعه بیش‌از‌پیش را در دستور کار قرار داد تا بتواند رقیبی قدر برای دانشگاه آزاد شود. این دانشگاه هم‌اکنون بیش‌از 250مرکز در سراسر کشور دارد. دانشگاه‌های علمی کاربردی نیز فوق‌العاده رشد یافته‌اند و مرتبا فارغ‌التحصیل به بازار کار می‌فرستند. این دانشگاه نیز بیش از هزار مرکز فعال در سراسر کشور دارد. پس باید هرچه زودتر به این سوال که بازار کار ایران، چطور می‌خواهد این‌همه فارغ‌التحصیل را جذب کند با ارائه راهکارهای مشخص پاسخ داد؟

منبع: هفته نامه آتیه نو . فرشاد عزیزی


ارسال نظر

captcha