لزوم نگرش اجتماعی به مسائل رفاهی

مفهوم رفاه چیست؟ برای رسیدن به چنین مفهومی مناسبت‌ترین رویکرد این است که سیاست اجتماعی را به‌مثابه روندی تعریف کنیم که از طریق آن رفاه یا بهزیستی، به‌حداکثر و عدم رفاه به‌حداقل می‌رسد؛ بنابراین تعریف دوپاره از رفاه‌ و‌ عدم‌ رفاه، برای سیاست اجتماعی همان نقشی را بازی می‌کند که تعبیر دوست ‌و ‌دشمن برای سیاست دارد.

رضا دهقان‌زاده 

دانشجوی کارشناسی ارشد رفاه اجتماعی دانشگاه علامه‌طباطبایی

تامین 24 آنچه بیان شد به‌عنوان تعریفی کوتاه، روایت شد؛ اما روشن است که این سوال باقی می‌ماند که از رفاه چه معنایی مدنظر داریم. جامعه‌ای را می‌توانیم توسعه‌یافته محسوب کنیم که  امکانات حداقلیِ مناسبی ‌در حوزه‌های مسکن‌،‌ آموزش، تغذیه‌،‌ بهداشت ‌و ‌درمان را برای مردم خود فراهم کرده باشد.

اینجاست که با معانی عدالت اجتماعی، اعتماد اجتماعی، رفاه اجتماعی و دیگر ابعاد اجتماعی مواجه می‌شویم، رژیم‌های سوسیالیستی و کمونیستی با ادعای داشتن بعد عمومی و اجتماعی رفاه به ابعاد اقتصادی و انگیزشی توجه کمتر نشان داده و شکست‌هایی که مدعیان این نظریه‌ها تجربه کردند، گواه به واقعیت ننشستن این قسم از سیاست‌های اجتماعی است، از‌طرف‌دیگر نیز راست‌های افراطی که پایبندی به آزادی بازار با حداقل دخالت دولت در سیاست‌های اجتماعی را اساس راه خود قرار داده‌اند و دشمنی با دولت رفاه از پیش‌زمینه‌های کاری آنهاست نیز شاید در مسائل رشد اقتصادی به‌نتایجی دست یافته باشند لیکن در توسعه همگون نتوانستند عرض‌اندام کنند، راست‌های رادیکال، اعتقادی به دخالت‌های اجتماعی دولت و سازمان‌های برنامه‌ریز رفاهی ندارند و معتقدند که بازار بهترین عامل تعادل اقتصادی است، این دو طیف افراط‌و‌تفریط سیاست‌های اجتماعی است دو طیفی که در واقعیت امر نتوانستند به نتایج انسانی با مد نظر قرار گرفتن ابعاد اقتصادی آن دست بیابند. حال در این گوناگونی سیاست‌های اجتماعی وظیفه برنامه‌ریزان سازمان تامین‌اجتماعی در یک جمع‌بندی کلی به دو بخش اساسی قابل‌تفکیک است:برنامه‌ریزی‌های بیمه‌ای و تجاری، و  برنامه‌ریزی‌های اجتماعی.
 
در بحث برنامه‌ریزی‌های بیمه‌ای و تجاری موضوع بین‌نسل‌بودن این سازمان بیمه‌گر اجتماعی مطرح می‌شود .لیکن درخصوص برنامه‌ریزی‌های اجتماعی توجه به ایدئولوژی‌های رفاهی ازجمله نظریات سیاست‌های اجتماعی راست‌های افراطی، محافظه‌کاران، سوسیال دمکرات‌ها (نمونه‌های اسکاندیناوی) و سوسیالیست‌ها و استفاده از بهینه ازمجموع‌نظرات این ایدئولوژی‌های می‌تواند اساس کار این سازمان بیمه‌گر عظیم باشد. نمونه برنامه‌ریزی‌های اجتماعی که در عرصه کلان و سیاسی مولفه اصلی تعیین شد، سیاست‌های دولت رفاه حزب کارگر انگلستان است. امروزه خط‌‌و‌مشی رفاهی،‌ می‌تواند به‌تنهایی عامل پیروزی یا شکست حزب و سیاستی باشد لیکن در دنیای کنونی توجه مردم بیشتر روی سیاست‌های اجتماعی متمرکز است؛ اما در شرایط کنونی کشور ما که موضع‌گیری‌های سیاسی در‌ برنامه‌ریزی‌ها و قوانین‌اجتماعی تاثیرگذار است،‌ می‌توان با یک سیاست اجتماعی قوی و منسجم، سیاستمداران حال و آینده را قانع کرد که بعدها موضع‌گیری‌های اجتماعی آنها است که سرنوشت سیاسی‌شان را تعیین می‌کند. خواه قبول کنیم یا نکنیم در روند انتقال ارزش‌های هرجامعه‌ای از نسلی‌به‌نسل دیگر، تفاوت در نگرش و تصمیم گیری‌ها نیز مشهود خواهد بود. به‌گونه‌ای که هم‌اکنون یکی از دغدغه‌های اصلی مردم ما، مسائل رفاهی آنهاست و روزبه‌روز این امر پررنگ‌تر شده و کار برنامه‌ریزان امر را جهت اتخاذ تصمیم‌ سخت‌تر می‌کند.
 توجه به موضوعات و مسائل اجتماعی جدید جامعه ازجمله مسئله پیری، ریسک‌های جدید و الزام به‌توجه و برنامه‌ریزی از هم‌اکنون برای این قشر تاثیرگذار در آینده جامعه، مسئله‌ای غیرقابل چشم‌پوشی به‌نظر می‌رسد.

منبع: هفته نامه اتیه نو 


ارسال نظر

captcha