سناریوهای تغییرات ساختاری بازنشستگی

به کجا باید رفت؟

دو هدف ذاتی و اصلی ایجاد طرح‌های مستمری (به‌ویژه در طرح‌های ‌مستمری بیمه‌ای) هموارسازی مصرف در چرخه زندگی و پوشش ریسک عمر طولانی است.

 مجتبی قاسمی 

پژوهشگر رفاه اجتماعی و عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی

تامین 24 /به‌این‌ترتیب در بسیاری از کشورهای جهان طرح‌های مستمری بازنشستگی نقش مهمی در تامین مالی مصرف دوران بازنشستگی افراد سالمند و خانواده‌های آنها بازی می‌کنند. اهداف فرعی کاهش فقر در میان سالمندان و بازتوزیع منابع جهت حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر نیز در ادامه و در لایه‌های حمایتی، موردتوجه طرح‌های مستمری قرار گرفته‌‌اند. منابع مالی برای تحقق اهداف بیمه‌ای عمدتا از محل پرداخت حق‌بیمه مشترکین تامین مالی می‌شود، حال‌آنکه برای اهداف حمایتی عمدتا تکیه‌بر درآمدهای عمومی مانند مالیات است. در ایران نیز دو صندوق بزرگ بازنشستگی تامین‌اجتماعی و صندوق بازنشستگی کشوری، سالانه مبالغ هنگفتی را صرف پرداخت مستمری به جامعه بازنشستگان کشور و بازماندگان آنها ایفا می‌کنند. طرح‌های مستمری در دو صندوق مستمری فوق‌الذکر که ازنظر جمعیت تحت پوشش، بیشتر جامعه بازنشستگان کشور (و بازماندگان آنها) را دربرمی‌گیرد، از نوع طرح‌های با مزایای مشخص (DB) هستند. در این نوع طرح‌ها مزایای تعلق‌گرفته به مشترکین از پیش و براساس رابطه مشخصی تعیین می‌شود. درمقابل این‌نوع طرح‌های مستمری، طرح‌های با مشارکت مشخص (DC) نیز وجود دارند که در آن مزایای مستمری بر مبنای میزان مشارکت افراد در پرداخت حق‌بیمه تعیین می‌شود. ازنظر تامین مالی نیز هر دو صندوق مستمری مذکور از نوع سیستم مستمری غیراندوخته‌گذاری (PAYG) هستند که عمده مستمری پرداختی به مشترکین مستمری‌بگیر ازمحل حق‌بیمه‌های دریافتی از مشترکین شاغل، تامین مالی می‌شود. در این نوع سیستم‌های مستمری باتوجه به‌وجود یک ارتباط بین‌نسلی (ارتباط میان نسل شاغل و نسل بازنشسته)، عدالت بین‌نسلی نیز موضوعیت خواهد داشت. 

در هر دو نوع طرح‌های مستمری که در بالا اشاره شد دو بُعد کلیدی وجود دارد: زمان و ریسک. افراد حق‌بیمه‌هایی را در زمان حال پرداخت می‌کنند تا جریانی از مستمری را در آینده و در دوران بازنشستگی دریافت کنند؛ بنابراین کارکرد اصلی سیستم‌های مستمری انتقال منابع و درنتیجه مصرف در طول زمان است. عنصر کلیدی دیگر در طرح‌های مستمری ریسک نهفته در این برنامه‌ها است. درواقع ممکن است مستمری دریافتی توسط افراد در دوران بازنشستگی کمتر از‌آنچه باشد که آنها انتظارش را داشته‌اند. در حالت حدی حتی درصورت ناتوانی طرح مستمری ممکن است هیچ مستمری به مشترکین پرداخته نشود. ازاین‌رو در ادبیات مربوطه بیشتر از اصطلاح «قول مستمری» و نه «تضمین مستمری» استفاده می‌شود.
با پیر شدن جمعیت در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته و درحال توسعه که خود ریشه در کاهش زادوولد و افزایش امید به زندگی دارد، بسیاری از طرح‌های ‌مستمری در این کشورها که عمدتا از نوع DB-PAYG بودند با مشکل روبه‌رو شدند که گاه از آن به‌عنوان بحران مستمری نیز یاد می‌شود.
 
به‌این‌ترتیب طرح‌های ‌مستمری در این کشورها قادر به تامین منابع مالی برای پرداخت مستمری به مشترکین مستمری‌بگیر خود نبودند. در ایران نیز صندوق بازنشستگی کشوری سال‌هاست که در تامین منابع برای پرداخت مستمری دچار کسری بوده و آن را از محل بودجه عمومی تامین می‌کند. صندوق مستمری تامین‌اجتماعی نیز هرچند هنوز دچار کسری نیست؛ اما نسبت پشتیبانی در آن به پایین‌ترین میزان خود در سال‌های اخیر رسیده و ادامه روند موجود ممکن است این صندوق را نیز با چالش‌های ‌جدی در تامین منابع مالی برای پرداخت مستمری‌های ‌خود روبه‌رو کند. هرازگاهی زمزمه‌هایی از اصلاحات در این طرح‌های ‌مستمری در کشور (اعم از اصلاحات پارامتریک و ساختاری) به گوش می‌رسد؛ اما تاکنون هیچ اقدام جدی دراین‌زمینه صورت نگرفته است. این امر به‌ویژه با قرارگرفتن نام بحران مستمری در کنار بحران آب و محیط‌زیست در برنامه ششم توسعه، در دو سال اخیر رنگ‌وبویی تازه به‌خود گرفته است. در تازه‌ترین اقدام دراین‌زمینه، طرحی در مجلس ارائه‌شده که هدف اصلی آن، البته ترمیم حاکمیت شرکتی صندوق‌های ‌بازنشستگی و تنظیم‌گری فعالیت‌های ‌سرمایه‌گذاری در آنها است. هرچند در مقدمه توجیهی طرح اشاراتی نیز به گذار و اصلاحات ساختاری به‌عنوان راهکاری برای خروج از بحران مستمری در کشور شده؛ اما طرح، هیچ ورودی به این مسئله نداشته است. 
 
در ادامه به بررسی گذار، از یک طرح مستمری دی‌بی به دی‌سی پرداخته می‌شود. ادامه نوشتار به‌این‌ترتیب است که هر یک از این جنبه‌های ‌مختلف ذکر و در ادامه توضیحی راجع به آن ارائه خواهد شد:
منصفانه‌بودن ارتباط میان حق‌بیمه‌های ‌پرداختی و مزایای مستمری دریافتی: از‌این‌منظر طرح‌های دی‌سی نسبت به طرح‌های دی‌بی برتری دارند که مزایای مستمری در طرح‌های دی‌سی برمبنای حق‌بیمه‌های ‌پرداختی محاسبه می‌شوند.
این امر به‌ویژه در طرح‌های ‌بیمه‌ای (یا به‌طور معادل در لایه‌های ‌بیمه‌ای طرح‌های ‌مستمری چندلایه) دارای اهمیت است. عدم رعایت اصل انصاف، می‌تواند منجر به ایجاد بازی پانزی توسط یکی از نسل‌ها در طرح‌های ‌دی‌بی شود. البته در طرح‌های ‌مستمری دی‌بی نیز قانونگذار با تعریف مزایای مستمری و دامنه و عمق حمایت از بازماندگان به‌طور ضمنی به‌دنبال رعایت اصل انصاف است. درمورد صندوق‌های ‌مستمری در ایران و نظر به قوانین مربوط به برخورداری از مستمری برای مشترک اصلی و بازماندگان وی، به‌نظر می‌رسد این اصل در طول چهاردهه گذشته، دچار خدشه‌ای اساسی شده است. ازاین‌منظر گذار را می‌توان گامی در جهت برقراری انصاف‌و‌عدالت بین‌نسلی قلمداد کرد. البته این هدف در قالب ایجاد طرح‌های ان‌دی‌سی یا اصلاحات پارامتریک در طرح‌های ‌فعلی نیز قابل تحقق است. 
 
اصلاحات ساختاری و بازار کار: باتوجه به برقراری ارتباط منطقی بین حق‌بیمه‌های ‌پرداختی در طول دوران کاری و مزایای مستمری در دوران بازنشستگی، مکانیسم انگیزشی ایجادشده در طرح مستمری دی‌سی، می‌تواند با کاهش اثرات تحریفی در بازار کار همراه باشد. 
ریسک مزایای مستمری و کفایت آن: هر یک از طرح‌های دی‌بی و دی‌سی دارای ریسک‌های ‌منحصربه‌خود هستند که ممکن است کفایت مستمری را با چالش همراه سازد. نرخ بازدهی ضمنی در طرح‌های ‌دی‌بی به میزان رشد دستمزدها در طول زمان و میزان رشد جمعیت بستگی دارد که ممکن است در طول زمان به‌دلیل پدیده‌هایی مانند پیری جمعیت، بازدهی این طرح‌ها تحت‌تاثیر قرار گیرد. درمقابل بازدهی در طرح‌های ‌دی‌سی با بازدهی بازارهای مالی (و حتی غیرمالی بسته به ترکیب پرتفوی مشترکین دارد) در اقتصاد پیوند خورده که خود می‌تواند به‌طور غیرمستقیم تحت‌تاثیر پدیده‌هایی مانند پیری جمعیت نیز قرار گیرد. در هر دوی این طرح‌ها پرداخت حق‌بیمه توسط شاغلین امروز را می‌توان مبنایی برای سهم وی از تولید آینده در اقتصاد درنظر گرفت. هرآنچه که تولید و اشتغال را در آینده تحت‌تاثیر قرار دهد، بر بازدهی این طرح‌های ‌مستمری نیز تاثیرگذار خواهد بود. به‌طور مثال رکود به معنای اشتغال کمتر است که بازدهی هر دو طرح دی‌بی و دی‌سی را می‌تواند تحت‌تاثیر قرار دهد. نکته مهم‌تر که نباید از آن غافل شد، این است که ریسک موجود درهریک از این طرح‌های ‌مستمری از بین نمی‌رود؛ اما ممکن است با گذار یا حتی حفظ ساختار فعلی توزیع این ریسک تحت‌تاثیر قرار گیرد. گذار از طرح‌های دی‌بی به دی‌سی (با فرض صفر بودن هزینه‌های ‌گذار) ریسک و توزیع آن را تحت‌تاثیر قرار خواهد داد.
 
در طرح‌های ‌دی‌بی باتوجه به‌وجود ارتباط بین‌نسلی، نسل‌های ‌مختلف، ریسک را میان خود توزیع کرده و در ریسک یکدیگر شریک می‌شوند، حال‌آنکه در طرح‌های ‌دی‌سی، ریسک ناشی از بازدهی بازارهای مالی صرفا بر دوش خود آن نسل خواهد بود. با فرض اینکه دولت یک‌حداقل بازدهی را در طرح‌های ‌دی‌سی تضمین کند، توزیع ریسک نیز تغییر خواهد کرد و بسته به‌نوع تامین مالی دولت برای انجام ضمانت داده‌شده، ریسک مربوطه، می‌تواند میان نسل‌های ‌مختلف توزیع شود؛ بنابراین باتوجه به انواع ریسک‌هایی که ممکن است در هر دو نوع طرح مستمری وجود داشته باشند، هیچ تضمینی برای کفایت مستمری در آینده برای هیچ‌یک از این دو طرح وجود نخواهد داشت. نکته مهم این است که فارغ ازنوع طرح مستمری، تمهیداتی اندیشیده شود که حداقل توزیع ریسک مزبور منصفانه باشد. سیاست‌های ‌مستمری که در طول چهاردهه گذشته در کشور اعمال شده، ریسک مستمری نسل بازنشستگان آتی را به‌شدت افزایش داده است. 
اصلاح ساختاری و پس‌انداز و رشد ملی: یکی از باورهای رایج در انتقال طرح‌های ‌مستمری این است که طرح‌های ‌دی‌سی می‌توانند منجر به تجهیز بیشتر پس‌اندازهای ملی و درنتیجه سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی شوند. در گام اول سوال اساسی آن است که آِیا گذار به طرح‌های ‌دی‌سی با افزایش پس‌انداز ملی همراه خواهد بود؟ در پاسخ به این سوال باید به ساختار پس‌انداز ملی که مجموع پس‌انداز دولت و پس‌انداز‌های ‌خصوصی است، توجه کرد. تغییر در پس‌انداز خصوصی تابعی از رفتار و واکنش افراد در قبال ایجاد طرح‌های ‌مستمری دی‌سی است. اگر حق‌بیمه‌های ‌پرداختی در این طرح‌ها به‌گونه‌ای باشد که افراد به‌منظور حفظ درآمد قابل‌تصرف خود، سایر پس‌اندازهای خود را کاهش دهند، حتی ممکن است درنهایت پس‌انداز بخش خصوصی با کاهش نیز همراه باشد.
 
در مورد دولت نیز ممکن است تامین هزینه‌های ‌گذار منجر به کاهش پس‌انداز دولتی شود که در‌این‌صورت گذار ممکن است حتی منجر به کاهش پس‌انداز ملی شود. درنهایت میزان واکنش پس‌انداز ملی به تغییر ساختاری در طرح‌های ‌مستمری یک پرسش تجربی است و پیش‌بینی تئوریک مشخص و واحدی از آن وجود ندارد. این واکنش ممکن است در اقتصادهای مختلف نیز متفاوت باشد. این امر بدان‌معناست که هیچ تضمینی برای افزایش پس‌انداز ملی درنتیجه گذار به طرح‌های دی‌سی وجود نخواهد داشت. حال فرض کنیم که گذار به طرح‌های ‌دی‌سی با افزایش پس‌انداز ملی نیز همراه باشد. پرسش اساسی بعدی این است که آیا این افزایش در پس‌انداز می‌تواند منجر به سرمایه‌گذاری و درنتیجه رشد اقتصادی شود؟ پاسخ به این پرسش اساسی نیز به ظرفیت‌های ‌نهادی آن اقتصاد بستگی خواهد داشت. یکی از مهم‌ترین این ظرفیت‌های ‌نهادی، بازار سرمایه است. آیا بازار سرمایه در کشور از عمق و کارایی کافی جهت تجهیز منابع مالی برای پس‌انداز و رشد اقتصادی برخوردار است؟ توفیق افزایش پس‌انداز ملی در تحقق رشدهای اقتصادی بالاتر در گرو وجود ساختار نهادی مناسب در بازار سرمایه است. بدون داشتن این ترتیبات نهادی افزایش فرضی در پس‌انداز ملی درنتیجه گذار به طرح‌های دی‌سی با رشد اقتصادی همراه نخواهد بود. در اقتصاد ایران که تجهیز منابع مالی بیشتر از طریق سیستم بانکی شکل می‌گیرد و بازار سرمایه به باور کارشناسان از عمق و کارایی کافی جهت تجهیز منابع مالی و تامین منافع ذی‌نفعان برخوردار نیست، بعید به نظر می‌رسد اثرات احتمال مثبت گذار به طرح‌های ‌دی‌سی بر پس‌انداز ملی و رشد اقتصادی به‌سادگی تحقق یابد. در پایان باتوجه به‌آنچه‌که گفته شد، به نظر می‌رسد با‌توجه به ظرفیت‌های ‌موجود اصلاحات پارامتریک در ساختار کنونی طرح‌های ‌مستمری در ایران، بتوان آثار احتمالی مثبتی را که گذار به طرح‌های ‌دی‌سی همراه خواهد داشت را با ریسک و هزینه‌ای کمتر به‌دست آورد.
 
از جمله اصلاحات مربوط به شرایط بازنشستگی و برخورداری از مزایای مستمری (سن بازنشستگی و نحوه محاسبه مزایای مستمری) برای خود مشترک اصلی و نحوه حمایت از بازماندگان آنها را می‌توان در دستور کار قرار داد. گزینه دیگری که باتوجه به‌شرایط کنونی صندوق‌های ‌مستمری در ایران و ظرفیت بازار سرمایه در کشور به ذهن می‌رسد، حرکت به‌سوی طرح‌های ‌مستمری ان‌دی‌سی است که می‌تواند هم‌زمان با حفظ ساختار اصلی طرح‌های ‌مستمری کنونی (ازجمله نحوه تامین مالی مستمری پرداختی به بازنشستگان و سایر مستمری‌بگیران) بسیاری از ویژگی‌های ‌مثبت انتقال ازجمله برقراری ارتباطی منصفانه میان حق‌بیمه‌های ‌پرداختی و مزایای مستمری را همراه داشته باشد. علاوه‌بر‌این باتوجه به بالابودن بدهی ضمنی طرح‌های ‌مستمری در ایران که در گذار به طرح‌های دی‌سی باید تامین مالی شوند و بعید است گذار به این طرح‌ها در شرایط کنونی با توفیق چندانی همراه باشد. ضمن اینکه ظرفیت محدود بازار بدهی در کشور کنونی مسئله دیگری است. 
 
منبع: هفته نامه آتیه نو 
 

ارسال نظر

captcha