تأملی بر طرح بازنشستگی خصوصی

از چاله درآمدن و به چاه افتادن

در این مقاله به بحث و بررسی چند تصور رایج می‌پردازیم که اغلب به‌عنوان مزیت طرح‌های مبتنی بر حساب‌های انفرادی مطرح می‌شوند. اغلب این تصورات، اگر اشتباه نباشند، در بهترین حالت نیازمند شرایطی هستند که فراهم آوردن آنها آسان نیست.

عباس خندان

عضو هیئت علمی دانشگاه

تامین 24 / مجلس شورای اسلامی طرح خصوصیسازی بازنشستگی را در دست بررسی دارد. منظور از خصوصیسازی تغییر ساختاری سیستم تأمین‌اجتماعی از سیستم فعلی PAYG با مزایای تعریف‌شده (DB) به سیستم اندوخته‌گذاری کامل با حق‌بیمه ‌معین (DC) است. تمام کارشناسان بر مشکلات فعلی سیستم موجود واقف هستند و اصلاحات فوری مورد توافق همه است؛ اما آیا تغییرات ساختاری راهی است که ما باید برویم؟ در چند دهه گذشته کشورهای بسیاری (به‌ویژه در آمریکای جنوبی و اروپای شرقی) به اصلاحات ساختاری یا همان تغییر سیستم دست‌زدهاند؛ اما اکنون به‌دلیل تجربه نه‌چندان موفق این کشورها، دیگر نباید در انجام این اصلاحات تعجیل کرده و از پیشنیازها و شرایط موردنیاز برای موفقیت آنها غافل شد. در این مقاله ما به بحث و بررسی چند تصور رایج میپردازیم که اغلب به‌عنوان مزیت طرحهای مبتنی بر حسابهای انفرادی مطرح می‌شوند. خواهیم گفت که اغلب این تصورات، اگر اشتباه نباشند، در بهترین حالت نیازمند شرایطی هستند که فراهم آوردن آنها آسان نیست. ما در نقطه آغاز تاریخ نیستیم که بین دو سیستم انتخاب کنیم. سیستم تأمین‌اجتماعی فعلی ما تجربه بیش از نیم‌قرن دارد و کنار گذاشتن آن میتواند اثرات نامطلوبی به‌همراه داشته باشد. «اعتبار سیستم مهم‌ترین سرمایه است ... از‌ دست‌رفتن این سرمایه می‌تواند پایانی باشد بر حمایت عمومی از هر طرح که در این‌ صورت، طرح نیز به پایان خواهد رسید» (خیخون و همکاران ۲۰۰۴، ص. ۴۶۴). باید مراقب باشیم که از چاله به چاه نیفتیم.

تصور اول: سیستم تأمین‌اجتماعی مبتنی بر حسابهای انفرادی به‌دلیل اندوخته‌گذاری بیشتر از پایداری بهتری برخوردار است.

پاسخ: پایداری سیستم لزوما نیازمند اصلاحات ساختاری نیست.

سیستمهای خصوصی بازنشستگی مبتنی بر حسابهای انفرادی است؛ به این معنی که هر فرد در حساب مختص به خود برای آینده خود پسانداز میکند. اغلب تصور میشود که به دلیل اندوخته جمعآوری‌شده، این سیستم از پایداری بهتری برخوردار است. در این ارتباط دو نکته وجود دارد، نخست اینکه جمعآوری اندوخته بالاتر حتما نیازمند اصلاحات ساختاری و سیستم بازنشستگی خصوصی نیست. در سیستمهای فعلی نیز میتوان اندوخته بالاتری را هدف‌گذاری کرد. سیستم فعلی یک سیستم اندوختهگذاری جزئی است و برای اندوختهگذاری بالاتر میتوان در تعیین حق‌بیمه ‌دوره تعادلی بزرگتر و نرخ اندوختهگذاری بالاتری را در نظر گرفت. نکته دوم این است که مشکل عدم پایداری سیستم فعلی در درجه اول مربوط است به تحقق نیافتن درآمدها. از مجموع ۷۶هزار ۷۳۰میلیارد تومان حق‌بیمه ‌سازمان تأمین‌اجتماعی در سال ۱۳۹۴، تنها ۳۴هزار ۹۸۸میلیارد تومان، کمتر از نیمی از درآمد حق‌بیمه، به‌صورت نقدی وصول‌شده است. باید توجه داشت که نرخ تمکین و نرخ پوشش در سیستمهای بازنشستگی خصوصی به‌مراتب پایینتر از سیستم‌های فعلی است.

تصور دوم: سیستم تأمین‌اجتماعی مبتنی بر حسابهای انفرادی عادلانهتر است.

پاسخ: بسته به مفهوم عدالت، میتواند ناعادلانهتر نیز باشد.

ارتباط مستقیمی بین حقبیمه پرداختی و مزایای بازنشستگی دریافتی از ویژگیهای سیستم بازنشستگی خصوصی مبتنی بر حسابهای انفرادی است. درواقع افراد در حسابهای خود پسانداز کرده و در پایان سنوات موجودی حساب (مجموع حقبیمهها و درآمد حاصل از سرمایهگذاری) به فرد پرداخت میشود. این به نظر عادلانه است اما دیگر از مفهوم بیمهای اجتماعی خالی شده است. در واقع در سیستم بازنشستگی خصوصی تنها یک نوع ریسک بیمه میشود، آنهم یک عمر طولانی با کاهش درآمد در دوران سالمندی است و تنها برای این خطر است که فرد پسانداز میکند. بیایید از خود بپرسیم که اگر فردی به‌دلیل بیماری نتواند سنوات خود را کامل کند چه میشود؟ اگر به‌دلیل شرایط رکودی و بیکاری بالا افراد سنوات خود را نتوانند کامل کنند چه؟ در یک سیستم بازنشستگی خصوصی، تنها در صورت تکمیل سنوات است که افراد مستمری بازنشستگی کافی دریافت میکنند. در سیستم فعلی، اما به‌این‌دلیل که اندوخته تمام افراد به‌صورت جمعی است، میتوان این ریسک و خطرات را پوشش داد.

هنوز هم بر این عقیدهاید که سیستم بازنشستگی خصوصی عادلانه است؟! بیایید از خود بپرسید که اگر شرایط بازار سرمایه نامناسب شود، چه میشود؟ میدانیم که در سیستم بازنشستگی خصوصی مستمری بازنشستگی تا حد زیادی به درآمد سرمایهگذاری وابسته است. اما درآمد سرمایهگذاری برای سالهای مختلف میتواند متفاوت و پرنوسان باشد. یک گروه سنی به دلیل رونق بازار سرمایه ممکن است مستمری بالایی دریافت کند و گروه سنی بعدی، تنها به دلیل شانس و اقبال نامناسب، با سقوط بازار سرمایه مواجه شده و اندوخته خود را از دست بدهد. در سیستم بازنشستگی خصوصی، توزیع مستمری بازنشستگی در میان افراد مختلف در یک گروه سنی و همچنین در میان گروههای سنی مختلف پراکندهتر است.

تصور سوم: سیستم تأمین‌اجتماعی مبتنی بر حسابهای انفرادی مصون از سالمندی است.

پاسخ: کاملاً اشتباه است.

سیستمهای PAYG مستمری بازنشستگی افراد سالمند را از حق‌بیمه ‌پرداختی جوانان در سن کار تأمین می‌کند. نرخ وابستگی سازمان تأمین‌اجتماعی اکنون یک به شش رسیده ؛ یعنی به ازای هر مستمری‌بگیر شش نفر بیمه‌شده فعال وجود دارد. بار مستمری آن یک فرد بازنشسته بین این شش نفر تقسیم میشود. اما در آینده بر تعداد سالمندان افزوده‌شده و همچنین به دلیل کاهش نرخ رشد جمعیت و نرخ باروری از تعداد نیروی کار کاسته خواهد شد. این پدیده سالمندی موجب بالا رفتن فشار تأمین مستمری و حق‌بیمه ‌در سیستمهای فعلی میشود. معمولا تصور میشود که سیستمهای اندوختهگذاری کامل چون بر بازار سرمایه متکی هستند؛ بنابراین دیگر مصون از پدیده سالمندی بوده و این تصور اشتباه است زیرا خود بازار سرمایه از پدید سالمندی تأثیر می‌پذیرد. بازار سرمایه تشکیل‌شده از افراد جوان که به منظور پسانداز بخشی از درآمد خود متقاضی خرید ابزارهای مالی هستند و افراد سالمند که به‌منظور تأمین درآمد دوران سالمندی خود داراییهای مالی خود را می‌فروشند. پدیده سالمندی به معنی افزایش عرضه و در سوی دیگر کم بودن تقاضا است و احتمال یک سقوط قیمت سهام (در اصطلاح Melt down) وجود دارد. بسیاری از کارشناسان بر این عقیده‌اند که رونق بازارهای مالی در دهههای گذشته به‌دلیل بالا بودن جمعیت جوان و عرضه پسانداز بوده و احتمالا در آینده این شرایط برعکس خواهد شد.

پس سیستم بازنشستگی خصوصی مصون از سالمندی نیست و اصلا چرا باید باشد؟ دو راه برای مواجهه با سالمندی وجود دارد؛ یکی ادامه به کار برای سالهای بیشتر، یعنی افزایش سن بازنشستگی یا افزایش بهره‌وری. البته در ایران افزایش نرخ مشارکت زنان نیز میتواند آثار سالمندی را کمرنگ کند. تنها درصورت تحقق این دو شرط است که در سیستم PAYG ، نیروی کار کافی برای پوشش مستمری بازنشستگان یا پسانداز کافی وجود دارد که بتواند تقاضای پایداری برای داراییهای مالی ایجاد کند.

«آنچه‌که درنهایت مهم است، این است که در زمان بازنشستگی به اندازه کافی نیروی کار وجود داشته باشد تا اطمینان حاصل شود که سطح تولید GDP و درنتیجه مصرف، آن‌قدر بالا خواهد ماند به‌طوری‌که نسل فعال همچنان تمایل داشته باشد بخشی از آن را با نسل غیرفعال تقسیم کند. آن چیزی که ما در طول زندگی فعال خود به دست می‌آوریم درواقع یک گواهی است که در آن سهم ما از تولید ناخالص داخلی آینده تصریح شده است. تفاوتی ندارد که این گواهی یک‌تکه کاغذ با ادعای حقوقی همانند طرح PAYG باشد یا یک کاغذ با رقمی بر روی آنکه نشان میدهد ما زمانی یک مقدار مشخص پول را به بازار سرمایه سپردهایم. درنهایت، حقوق افراد در هر دو سیستم را می‌توان بررسی و تغییر داد. اگر نمی‌خواهیم که سطح مصرف ما به‌طور چشمگیری افت کند، باید وظیفه خود را انجام دهیم تا مطمئن شویم که سطح کافی از GDP تولید می‌شود. سرمایه‌گذاری عاقلانه در یک اقتصاد که موجب تثبیت یک نرخ بهر‌وری بالا می‌شود یا فراهم کردن شرایط بازار کار برای افراد سالمند دو راهکار هستند. حتی اگر راهکار اولی موفق باشد، هنوز هم نمی‌دانیم که آیا نسل بعدی تمایل دارند تولید را با ما تقسیم کنند؟ آن‌هم به همان اندازه که ما احساس می‌کنیم باید انجام دهند؟ مطمئن‌ترین راه این است که خودمان تا زمانی که می‌توانیم تولید کنیم یا آن‌گونه که کارشناسان فنی می‌گویند، وابستگی را کاهش دهیم» (خیخون و همکاران ۲۰۰۴، ص. ۲۹۸).

تصور چهارم: سیستم تأمین‌اجتماعی با اندوخته کامل توسعه بازارهای سرمایه را به دنبال دارد.

پاسخ: نه الزاماً.

سیستم بازنشستگی خصوصی مبتنی بر حسابهای انفرادی به حجم بالایی از اندوخته منجر میشود که در صورت سرمایهگذاری در بازارهای مالی میتواند توسعه آنها را در پی داشته باشد. اما از سوی دیگر در دسترس بودن یک بازار مالی با عمق مناسب یک پیش‌شرط برای عملکرد موفق صندوقهای خصوصی است. موضوع بازار مالی توسعه‌یافته و سیستم بازنشستگی با اندوخته کامل شبیه داستان مرغ و تخم‌مرغ است. برخی بر این عقیده‌اند که لازم نیست یکی زودتر از دیگری اتفاق افتد بلکه هر دو میتوانند گام‌به‌گام و به‌تدریج روی دهند. توجیه این است که در سالهای ابتدایی اصلاحات که حجم اندوخته، کم است نیازی به بازار مالی توسعه‌یافته نیست.

اگرچه این دلیل و توجیه تا حدودی درست است؛ اما باید توجه داشت که توسعه بازارهای مالی و همچنین اصلاحات ساختاری بازنشستگی  هر دو در گرو تحقق یک شرط دیگر است و آن روحیه کارآفرینی و عرضه اولیه در بازار سرمایه است. به‌دلیل اندازه بالقوه بزرگ صندوق‌های بازنشستگی به نسبت ارزش کل سرمایه در بازارهای مالی، بازارهای رسمی باید بتوانند یک‌تعداد به‌طور مداوم در حال رشد از عرضه اولیه اوراق بهادار (IPO) شرکت‌های تولیدی و سودآور را جذب کنند. می‌توان انتظار داشت که درنتیجه عرضه گسترده و پایدار پول از طریق رشد اندوختههای بازنشستگی، سودآوری پروژه‌های سرمایه‌گذاری موجود کاهش یابد؛ چراکه سودآورترین آنها نخست انتخاب شده‌اند. اگر تعداد حداقلی مناسبی از IPO یا عرضه اولیه اوراق بهادار تحقق نیابد، افزایش قدرت خرید صندوق‌های بازنشستگی ممکن است مازاد بر حجم انتشارات جدید بازار باشد و درنتیجه موجب تورم در قیمت‌گذاری دارایی‌های مالی می‌شود.

درواقع حجم کوچک بازارهای مالی در کشورهای در حال توسعه یک مانع و قید بزرگ برای اندوختهگذاری صندوقهای بازنشستگی است. اگر صندوق بازنشستگی یک کشور در حال توسعه به اندوختهگذاری کامل روی آورد، اندوخته جمعآوری شده یک سال، درصورتی‌که امکان سرمایهگذاری خارجی وجود نداشته باشد، به راحتی میتواند «تمام عرضه اولیه اوراق بهادار ای‌پی‌او را جذب کند و درنتیجه به تدریج موجب انحصار مالکیت در اقتصاد شود. اگر عرضه سالانه پس‌انداز بالاتر از عرضه اولیه سالانه اوراق بهادار (ای‌پی‌او) باشد، آنگاه صندوق‌های بازنشستگی مجبورند در بازارهای ثانویه برای ابزارهای مالی منتشر شده قبلی رقابت کنند و این دوباره به شکل‌گیری تدریجی انحصار در اقتصاد می‌شود» (خیخون و همکاران ۲۰۰۴، ص. ۳۹۵).

تصور پنجم: سیستم تأمین‌اجتماعی با اندوخته کامل افزایش در پسانداز را در پی دارد.

پاسخ: شواهد زیادی در دست نیست.

برخی بر این عقیدهاند که سیستم پسانداز اجباری خصوصی موجب افزایش سطح پسانداز کل در کشور می‌شود. در پاسخ باید گفت که پسانداز افراد میتواند به شکلهای مختلفی صورت گیرد از مشارکت در صندوق بازنشستگی گرفته تا خریداری داراییهای حقیقی و غیره. اجبار به پسانداز اجباری در صندوق احتمالا جایگزین دیگر انواع پساندازهای داوطلبانه میشود و بعید است که سطح کل پسانداز را افزایش دهد. حتی برای خانواده‌های فقیر که میل نهایی به مصرف بالاتری دارند نیز به دلیل عدم تمکین در پرداخت و تحت پوشش قرار نگرفتن، به پسانداز بالاتر منجر نمیشود. اگرچه تأثیر مثبت حسابهای انفرادی بر پس‌انداز کل در تعدادی از کشورها مشاهده‌شده، اما در اغلب کشورها شواهد تجربی محکمی در این زمینه به‌دست نیامده است.

تصور ششم: اندوخته بیشتر سیستم‌های ‌دی‌سی میتواند به دولت در توسعه کشور کمک کند.

پاسخ: برعکس اصلاحات ساختاری دولت را گرفتار مخارج بیشتری میکند.

سیستمهای بازنشستگی خصوصی به اندوخته بسیار بالا منجر شده که میتواند در راستای توسعه اقتصاد در اختیار دولت قرار گیرد. اما این امر در ارتباط با اصلاحات ساختاری درست نیست؛ درواقع گذار از سیستم تأمین‌اجتماعی اندوختهگذاری نشده به سیستم با اندوخته کامل  هزینههای بسیار سنگینی برای دولت دارد. در سیستم موجود مستمری بازنشستگان فعلی از طریق حق‌بیمه ‌پرداختی نیروی کار فعلی تأمین میشود. همچنین مستمری بازنشستگی آینده برای نیروی کار فعلی اندوخته گذاری نشده است و قرار است از نسل بعدی تأمین شود. حال اگر ما یک سیستم بازنشستگی مبتنی بر حساب انفرادی اجرا کنیم، حق‌بیمه ‌نیروی کار فعلی و نیروی کار آینده باید برای خود آنها پس‌انداز شود. پس چه کسی باید مستمری بازنشستگان کنونی و آن بخش از سنوات اندوخته گذاری نشده نیروی کار فعلی را بپردازد؟ قاعدتاً دولت ضامن نهایی رفاه مردم جامعه است و این هزینه گذار بر دوش دولت خواهد افتاد. به‌عبارت دیگر هزینه گذار اصلاحات ساختاری میتواند به‌شدت بودجه دولت را در فشار قرار دهد. برخی میگویند که میتوان این هزینه گذار را به‌صورت انتشار اوراق بدهی تأمین کرد. اما باید توجه داشت که این اوراق باید روزی در آینده بازخرید شده و درهرحال یک نسل باید فدا گردد یعنی یک نسل باید هم مستمری بازنشستگی نسل پیش را بپردازد و هم برای بازنشستگی خود پسانداز کند. حال این نسل ما باشیم یا نسل بچهها ما چندان فرقی نمیکند، بلکه باید توجه داشت که راه فراری از هزینههای گذار نیست.

منابع:

.Chichon,  Michael; Wolfgang Scholz; Arthur van de Meerendonk; Krzysztof Hagemejer; Fabio Bertranou; and Pierre Plamondon. (2004). “Financing Social Protection”, International Labour Office. Geneva
 

ارسال نظر

captcha